جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ٥٩
توسعه، ايجاد حزب دولتى منضبط است.[١] آنان، ضمن حمله به علما به عنوان مرتجعان قرون وسطايى، تلاش كردند قرائتى دولتى از اسلام را تشويق و ايدئولوژى باستانگراى را جايگزين فرهنگ مذهبى كنند. آنان زنان را به نپوشيدن چادر در دانشكدهها تشويق مىكردند. حزب رستاخيز تلاش مىكرد تا با تسلط بر اوقاف و تقويت آخوندهاى دربارى، انحصارى كردن چاپ كتابهاى مذهبى و فرستادن سپاه دين (در كنار سپاه دانش و سپاه بهداشت) به روستاها، براى بدبين كردن دهقانان به مراجع روحانى و سست كردن ارزشهاى مذهبى و سنتى آنان، اين استحاله فرهنگى را تشديد كند.[٢]
از طرف ديگر، فعاليت حسينيه ارشاد كه به همت افرادى چون استاد مطهرى در تهران تأسيس شد، نقش مؤثرى در تبيين و انتشار ايدئولوژى اسلامى در ميان جوانان و قشر تحصيلكرده ايفا كرد. با ملحق شدن دكتر شريعتى به جمع سخنرانان اين مؤسسه و سخنرانيهاى آتشين وى، دانشجويان مذهبى كه تا سال ٥٠ نسبت به ماركسيستها در دانشگاه در اقليت بودند رشد و بالندگى يافتند.
«شريعتى آغازگر طرح اسلام با زبان فرهنگ نسل جديد بود.»[٣] و «توانست در طول چند سال حساس، هيجان موثرى در جو اسلامى و انقلاب اسلامى بهوجود آورد.»[٤]
او در اوج شناخت نسبت به تمدن غرب از برترى اسلام سخن مىراند. علاوه بر اين ماركسيسم را نقد مىكرد و از پويايى دين و بازگشت به اسلام
[١] -پوراحمدى، گفتمان اصلاحات در ايران، ص ١٨٦.
[٢] -همان، ص ١٨٠.
[٣] -آيتالله خامنهاى، به نقل از: جعفرسعيدى، كتاب شريعتى ازديدگاه شخصيتها، ص ٦٤.
[٤] -شهيد بهشتى؛ به نقل از: همان، ص ٥٤.