جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ٤٩
در اين راستا، در ٦ بهمن ١٣٤١، برنامه انقلاب سفيدبه همهپرسى گذاشته شد. با اعلام تحريم همهپرسى از سوى امام خمينى موجى از مخالفتها و تظاهرات مردمى در تهران و قم و برخى از شهرستانها گسترش يافت.
برخوردهاى محكم امام، تا حدودى خلأ رهبرى را در فضاى اختناق آن سالها از بين برد و زمينه را براى قيام خونين ١٥ خرداد ١٣٤٢ فراهم كردكه منجر به دستگيرى امام و شهادت و مجروح شدن تعداد زيادى از مردم شد.
بعد از قيام ١٥ خرداد، نيروهاى مذهبى در مجموعههاى نيروهاى مبارز سياسى از اعتبار بيشترى برخوردار شدند. هرچند كه در فاصله سالهاى ١٣٤١ تا ١٣٥١، همچنان جو عمومى دانشگاههاى كشور، در اختيار سكولاريستها و غيرمذهبىها بود، اما به هر حال روزنهها و امكان فعاليت، بيش از گذشته براى جريان مذهبى در دانشگاهها پديد آمد.[١]
با سركوب شديد مردم و مخالفين در ١٥ خرداد، صفبندى نيروهاى مخالف و موافق شاه مشخصتروراه هرگونه اقدام قانونى جهت اصلاح امور توسط رژيم شاه بسته شد. در اين وضعيت، شاه با استفاده از درآمدهاى نفتى، به توسعه ارتش وساواك همت گماشت تابتواند هم نقش ژاندارم آمريكادر منطقه را بازى كند و هم فضاى اختناق را در داخل كشور تداوم بخشد. بهطورى كه در بين سالهاى ١٣٥١ تا ٥٦، تعداد نيروهاى مسلح از ٩١ هزار نفر به ٤١٣ هزار نفر افزايش يافت[٢] و ٢٥ تا ٤٠ درصد بودجه كشور در فاصله سالهاى ١٣٣٠ تا ٥٠ جذب خريداسلحه وتقويت نيروهاى مسلح شد.[٣]
[١] -شهريار زرشناس،« جنبش دانشجويى از ديروز تا امروز»، باشگاه انديشه، ١٢/ ٦/ ١٣٨٢.
[٢] -عليرضا كريميان، جنبش دانشجويى در ايران، ص ١٦٠؛ به نقل از: جان فوران،« مقاومت شكننده»، ص ٣٦٥.
[٣] -همانجا.