جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ٤٧
طيف مذهبى جنبش دانشجويى، همانند ساير جريانهاى مذهبى جامعه، در اين دوران فعاليت خود را عمدتاً در حوزه فرهنگى متمركز كرد و از لحاظ سياسى حضورى كمرنگ داشت. عمده فعاليت آنها در كنار دانشجويان هوادار جبهه ملى صورت مىگرفت.[١]
به لحاظ سياسى، عدم همخوانى سران جبهه ملى با مسائل مذهبى، موضوعى بود كه فكر دانشجويان را به طرف يك تشكل مذهبى- سياسى كشاند و تشكيل «نهضت آزادى ايران» در ارديبهشت ١٣٤٠ به اين نياز پاسخ داد. امّا در اين زمان هم تلاش مىشد تا حوزه مسائل فرهنگى كه توسط انجمن اسلامى دانشجويان پيگيرى مىشد از حوزه مسائل سياسى كه توسط نهضت آزادى صورت مىگرفت، جدا باشد. از طرف ديگر فعاليت نهضت آزادى عمدتاً در دانشگاهها انجام مىشد و در سطح يك جريان سياسى گسترده و فراگير نبود. بنابراين دانشجويان مذهبى، به رغم فعاليت فرهنگى، با توجه به فعاليت سياسى نهضت آزادى در چارچوب قانون اساسى، از داشتن رهبر عاليمقام سياسى كه بتواند روند مبارزات را به دست بگيرد، محروم بودند.[٢]
در شهريور ١٣٤٠ كنگره انجمنهاى اسلامى دانشگاهها در تهران شكل مىگيرد و افرادى مثل علامه طباطبائى و مرتضى مطهرى در آن حضور مىيابند. در دهه ٤٠ بهتدريج شاهد تشكيل انجمنهاى اسلامى در حدود ١٥ دانشگاه يا دانشكده هستيم.[٣]
[١] -همان، ص ١٥١.
[٢] -همان، ص ١٥٢.
[٣] -سيدعباس صالحى،« جنبش دانشجويى و تأثير بر تحولات اجتماعى»، سايت باشگاه انديشه، ١٦/ ٢/ ١٣٨٢.