جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ٤٢
از چند هزار عضو را به خود جلب كنند. تقلبهاى انتخاباتى مجلس بيستم، نقطه عطفى در بىاعتبار كردن اين احزاب و باعث تغيير در آنها شد.[١]
در ادامه روند مدرنيزاسيون مورد نظر آمريكا در ايران، در سال ١٣٣٣- ١٩٥٤ ابوالحسن ابتهاج (اقتصاددانى كه در آمريكا تحصيل كرده بود) به سِمَت سرپرست سازمان برنامه و بودجه كشور منصوب شد و با كمك وى بهتدريج، اعضاى انجمن تحصيلكردگان آمريكا در اين سازمان جذب شدند و به كمك مستشاران آمريكايى، مديريت برنامه مدرنيزاسيون ايران را به عهده گرفتند. و با پشتوانه كمكهاى گسترده مالى آمريكا، بانك جهانى و درآمدهاى نفت، برنامه دوم عمرانى پنجساله كشور (١٣٣٥- ١٣٤٠) را طراحى كردند. بهتدريج در اواخر دهه ١٣٣٠، با كمك گروهى از مشاورين غربى و زيرنظر دانشگاه هاروارد، يك بخش اقتصادى براى سازمان برنامه تأسيس شد.[٢]
با روى كار آمدن دموكراتها و دولت كندى در سال ١٣٣٨- ١٩٥٩ و تأكيد وى بر تسريع اصلاحات در كشورهاى جهان سوم، براى از بين بردن زمينههاى اجتماعى گرايش تودهها به كمونيسم، فشار بيشترى بر شاه براى تعميق اصلاحات مورد نظر آمريكا در ايران وارد آمد. كندى بر اساس منافع استراتژيك آمريكا معتقد بود: «تنها پيمانهاى نظامى نمىتواند بر كشورهايى كه بىعدالتى اجتماعى و هرج و مرج اقتصادى راه خرابكارى (كمونيستها) را در آن باز كرده، كمك نمايد».[٣]
[١] -همان، ص ١٨٤.
[٢] -همان، ص ١٥٤.
[٣] -همان، ص ١٥٦؛ به نقل از: مارك ج. گازيوروسكى، ديپلماسى آمريكا و شاه، ص ٢٢٣.