جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ٤١
شاه با حمايت مالى آمريكا، بهسوى افزايش قدرت ارتش و سازمانهاى امنيتى جهت تحكيم پايههاى قدرت خويش حركت كرد. در اواخر سال ١٣٣٥ ساواك تأسيس شد. اين سازمان با كمكها و آموزشهاى سازمانهاى جاسوسى آمريكا و اسرائيل، چنان قوى شد كه هرگونه فعاليت آزاديخواهانه اى را سركوب مىكرد.[١]
علاوه بر اين شاه در راستاى افزايش قدرت خويش، به گسترش ديوانسالارى دولتى و تقويت دربار پرداخت. در اين دوران، تصميمات را عموماً شخص شاه و با مشورت گروه محدودى از مشاوران قابل اعتمادش كه نمىتوان آنها را نماينده منافع گروههاى اجتماعى دانست، اخذ مىكرد.
به علت نقش بىچون و چراى شاه در تصميمگيرى، سازمانهاى حكومتى اختيارات مستقلى نداشته يا اختيار اندكى داشتند. نخستوزير را صرفاً شاه برمىگزيد و كابينههاى سايهاى كه شامل مشاوران نزديك شاه و تابع اراده محض او بودند، بهتدريج شكل گرفتند.[٢]
فعاليت احزاب سياسى بعد از كودتاى ٢٨ مرداد ممنوع شد، اما شاه در سال ١٣٣٦ تصميم به ايجاد دو حزب رسمى مليّون و مردم گرفت تا به ظاهر يك سيستم سياسى رقابتآميز پديد آورد و نيروهاى اجتماعى طبقه متوسط نوين را در آنها سازمان دهد.
رهبرى اين احزاب با دو تن از مشاورين وى؛ يعنى منوچهر اقبال و اسدالله علم بود. اما به دليل اينكه نيروهاى امنيتى مانع تأسيس احزاب سياسى ديگر بودند وهمچنين فقدان مشروعيت مردمى، اين دو حزب نتوانستند بيش
[١] -عليرضا كريميان، جنبش دانشجويى در ايران، ص ١٣٠.
[٢] -پور احمدى، گفتمان اصلاحات در ايران، ص ١٨٣.