جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ٣٨
در سال ١٣٢٩ (ه-. ش) اين نهضت دچار انشعاب شد وگروه اول (ادامه مشى آشتيانى) كمكم تحليل رفت و گروه ديگر، يعنى طرفداران نخشب، تصميم به فعاليت علنى گرفت و در اواخر سال ١٣٢٩ به حزب ايران پيوست. اعضاى اين گروه در اواخر سال ١٣٣١ از حزب ايران جدا و «جمعيت مردم ايران» را تشكيل دادند كه بعد از كودتاى ٢٨ مرداد ١٣٣٢ به «حزب مردم ايران» تغييرنام دادند و تا آخر حيات حزب سال (١٣٤٣) همين نام و قالب را حفظ كرد.[١] افكار التقاطى (ماركسيسم و اسلام) در طرفداران اين نهضت، بهخصوص پس از انشعاب و فعاليت در قالب احزاب مذكور تقويت شد.[٢] اين گروه در تشكيل نهضت مقاومت ملى و گسترش فعاليتهاى آن مشاركت داشت.[٣]
علاوه بر تشكيلات دانشجويى فوق كه به نحوى اسلام را مبناى فعاليت خود قرار داده بود؛ طى جنبش ملى كردن صنعت نفت، گروه گستردهاى از دانشجويان مذهبى با توجه به همكارى آيتالله كاشانى و دكتر مصدق، از اين جنبش حمايت كردند و در حقيقت هر دو گرايش ملى و مذهبى در دانشگاه با توجه به هدف جنبش ملى كردن صنعت نفت براى كسب استقلال و آزادى به يك ائتلاف گسترده رسيدند كه نهايت تفكيك گروههاى ملى و مذهبى در جريان جنبش دانشجويى به صورت كاملًا روشن امكانپذير نبود.[٤]
[١] -عليرضا كريميان، جنبش دانشجويى در ايران، ص ١٠٢.
[٢] -شهريار زرشناس،« جنبش دانشجويى از ديروز تا امروز»، پيشين، ٣٠/ ٤/ ١٣٨٢.
[٣] -حسين راضى،« نقدى بر مقاله الگوهاى نوآورى سياسى در ايران»، فصلنامه گفتگو، شماره ١٨، زمستان ٧٦، ص ١٦١.
[٤] -عليرضا كريميان، جنبش دانشجويى در ايران، صص ١٢٤- ١٢٣.