جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ٣٧
مسائل سياسى موضع مىگرفت؛ از جمله پيرامون اولين جنگ اعراب و اسرائيل وتشكيل دولت غاصب اسرائيل ويا در دوران حكومت دكتر مصدق.[١]
شهريار زرشناس در ارتباط با تشكيل انجمن اسلامى دانشجويان، معتقد است: «اگرچه نفس شكلگيرى يك تشكل اسلامى در فضاى به شدت ضد دينى آن روز دانشگاههاى كشور امرى بسيار مثبت و ممدوح بود، امّا اين انجمنهاى اسلامى، ارتباط وثيقى با روحانيت و حوزهها و متفكران اسلام فقاهتى نداشتند و از مشهورات ساينتيستى و نگرشهاى التقاطى متأثر بودند».[٢]
در اوائل دهه ١٣٢٠ توسط گروهى ديگر از دانشجويان دانشگاه تهران، «نهضت خداپرستان سوسياليست» بنيانگذاشته شد. در اوائل دهه ١٣٢٠ براى مقابله با فشارهاى ضددينى حزب توده و بهائىها و واكنش به وضعيت عقايد سياسى و اقتصادى موجود در جامعه، جلسات كوچك و پراكندهاى توسط دانشجويان تشكيل مىشد. در اين ميان دو گروه عمده آنها به رهبرى جلال آشتيانى (دانشجوى دانشكده فنى دانشگاه تهران) و محمد نخشب دانشجوى دانشكده حقوق، فعاليت مشتركى را آغاز كردند و سازمانى بهنام «نهضت خداپرستان سوسياليست» به وجود آوردند.[٣]
نهضت خداپرستان سوسياليست به لحاظ فكرى و فلسفى، توحيد را بهعنوان جهانبينى پذيرفته بود، به لحاظ اقتصادى به سوسياليسم گرايش داشت و به لحاظ سياسى درصدد مبارزه با استبداد وخواهان دخالت مردم در سرنوشت خود بود. روش مبارزه آنها مخفى بود تا بتوانند به كادرسازى بپردازند و در صورت فعاليت علنى از اين نيروها، استفاده كنند.[٤]
[١] -همانجا، ص ١١٩.
[٢] -زرشناس،« جنبش دانشجويى از ديروز تا امروز»، پيشين، ٣٠/ ٤/ ١٣٨٢.
[٣] -عليرضا كريميان، جنبش دانشجويى در ايران، ص ١٢٠.
[٤] -يادنامه سومين سالگرد شهادت دكتر كاظم سامى، ص ٨٨.