جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ٣٤
«سازمان دانشجويان دانشگاه تهران» كه در كنترل دانشجويان تودهاى بود، در تحليلهاى خود كه از طريق هفتهنامه «دانشجو» به مسئوليت توران جاويد منتشر مىشد، جبهه ملى را تركيبى از جاسوسان و مزدوران امپرياليسم و مطرودين احزاب سياسى و معدودى سادهلوح و فريبخورده معرفى مىكرد و معتقد بود: اين جبهه امپرياليستى در كار مبارزان واقعى و صميمى ملت ايران اخلال مىكند.[١]
اين سازمان كه با «انجمن بينالمللى دانشجويان» در پراگ ارتباط تشكيلاتى برقرار كرد، در دوران حكومت دكتر مصدق، عمدهترين مخالفتها و اعتراضهاى سياسى و صنفى دانشجويان را برضد دولت انجام داد. دانشجويان هوادار حزب توده به همراه ديگر هواداران اين حزب، در فاصله روزهاى ٢٥ تا ٢٨ مرداد ١٣٣٢ با انجام تظاهرات و ايجاد اغتشاش در سطح شهر تهران، در ايجاد زمينه براى انجام كودتاى ٢٨ مرداد مؤثر بودند.[٢]
٢- جريان ناسيوناليستى (ملىگرا): اين جريان حول محور مبارزه براى ملى شدن نفت به رهبرى دكتر مصدق سازمان يافته بودو به لحاظ هويت فكرى و ايدئولوژيك، وضعيت متشتت و غيرمنسجمى داشت. مهمترين محورهاى گسترش گرايشهاى ملىگرايانه در دانشگاه، متأثر از فعاليت احزاب ايران، ملت ايران، جمعيت مردم ايران، حزب زحمتكشان (و بعد از اختلاف و تفكيك) نيروى سوم بود. تفكيك گرايشهاى ملى و مذهبى در ميان دانشجويان با توجه به پيچيدگى خاص مسائل سياسى اين دوران، بهصورت شفاف امكانپذير نبود.[٣]
[١] -همان، ص ١١٥.
[٢] -همان، صص ١١٣ و ١١٥.
[٣] -همان، ص ١٢٤.