جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ٣٢
شيخ عباسعلى اسلامى)، «انجمن تبليغات اسلامى» (دكتر عطاءالله شهابپور)، «كانون اسلام» (آيتالله طالقانى و آقاى مهيارى) و ...، همگى متأثر از فضاى ضدمذهبى آن دوران و در راستاى دفاع از هويت دينى جامعه بودند. فعاليتهاى سياسى آيتالله كاشانى و جمعيت فدائيان اسلام نيز واكنشى در برابر مشكلات فكرى و سياسى موجود در جامعه ايران آن روز بود.[١]
در اين شرايط تركيبى از جنبشهاى ملى، مذهبى و كمونيستى، جنبش ملى شدن نفت را به وجود آوردند. رهبران اين جنبش مذهبى و ملى بودند و ايدئولوژى نهضت، ضد استعمارى بود. قدرت مذهبى در حد مرجعيت به اين جنبش وارد نشد، بلكه تنها يك مجتهد فعال در امور سياسى (آيتالله كاشانى) در آن شركت داشت. بالاخره با خنثى و جدا كردن قدرت مذهبى از ديگر گروهها و از دست رفتن مجلس، استعمارگران توانستند دوره تازهاى از استبداد را در ايران به وجود آورند و به غارت منابع اين ملت بپردازند.[٢]
در فاصله سال ١٣٢٠ تا زمان كودتاى ٢٨ مرداد ١٣٣٢ (ه-. ش)، كلًا سه جريان دانشجويى فعاليت مىكردند:
١- جريان ماركسيستى: اين جريان عمدتاً تابع حزب توده بود. حزب توده بامطرح كردن شعارهاى مبارزه بافاشيسم وامپرياليسم، عدالت اجتماعى، رفع مشكلات مربوط به فقر، ايجاد رفاه و پنهان داشتن وابستگى خود به شوروى، در ميان روشنفكران و دانشجويان از نفوذ زيادى برخوردار شد.[٣]
[١] -همان، ص ١١٦.
[٢] -سعيد زاهد، نهضتهاى اجتماعى معاصر، ص ١٦٦.
[٣] -ر. ك به: گذشته چراغ راه آينده صص ١٥٦- ١٥٢.