جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ٣٠
پادشاهى ايران منصوب كردند. در اين زمان، جنوب ايران، تحت كنترل بريتانياى كبير و شمال، تحت نفوذ روسيه قرار داشت.[١]
در چنين شرايطى، با توجه به اينكه هنوز محمدرضا شاه بر اوضاع مملكت مسلط نشده بود، از ميزان اختناق سياسى ايجاد شده توسط رضاخان، كاسته شد و زمينه مناسبترى براى فعاليتهاى سياسى در كشور فراهم آمد.
در اوايل دوران حكومت پهلوى دوم، مشكلات ناشى از حضور بيگانگان و جنگ، منجر به ناامنى، ركود صادرات، بالا رفتن قيمتها، كمبود ارزاق و گسترش فقر و بيمارى در كشور شده بود.[٢] درچهار سال اول حكومت محمدرضا، ٩ كابينه عوض شد كه آنها همه وابسته به بيگانه بودند.[٣]
با توجه به ضعف و تزلزل شاه جوان، بار ديگر مجلس و نهاد نخستوزيرى اهميت پيدا كرد. فضاى سياسى جامعه نسبتاً باز شد و همه زندانيان سياسى آزاد شدند. امّا دربار و نيروهاى وابسته به بيگانه سعى داشتند نيروهاى مستقل را كنترل كنند.
پس از شهريور ١٣٢٠ (ه-. ش)، انواع احزاب و گروههاى سياسى شكل گرفتند. اين احزاب، انواع گرايشهاى فكرى و عقيدتى را بهصورت مستقل يا وابسته به بيگانگان تشكيل مىدادند.
«حزب توده ايران» بهعنوان اولين حزب سياسى با حمايت شوروى بهوجودآمد. «حزب اراده ملى» به رهبرى سيدضياءالدين طباطبايى با حمايت
[١] -سعيد زاهد، جنبشهاى اجتماعى معاصر ايران، صص ١٥٧- ١٥٦.
[٢] -سيدجلالالدين مدنى، تاريخ سياسى معاصر ايران، ج ١، ص ٢٧٩.
[٣] -همان، ص ٢٦٨.