جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ٢٧
در اين ميان، مجموعه روشنفكران مورد اشاره نقش بسزايى در تقويت حكومت رضاخان و سياستهاى آمرانه وى و احياى فرهنگ ايران باستان و گسترش ناسيوناليسم ايرانى و اسلامزدايى ايفا كردند.[١]
رضاشاه در چنين فضايى- با توجه به دخالت استعمار انگليس در امور ايران- به سمت فراهم ساختن زمينههاى فرهنگى، سياسى و اجتماعى شبه نوسازى (مدرنيسم) در ايران حركت كردو در اين راستا به بازسازى سازمان سياسى، قضائى و آموزشى كشور بر اساس الگوى غربى پرداخت تا آن را جايگزين نهاد و تشكيلات مذهبى سابق كند.
همزمان با اين اقداماتِ، شيخ عبدالكريم حائرى به تجديد بنا و توسعه نهاد آموزشى دينى (حوزه) در قم پرداخت. دستاوردهاى علمى و مديريتى او توسط آيتالله بروجردى مورد تأييد و تكميل قرار گرفت و موجب شد تا قم به سنگر تعليمات و حركتهاى سياسى اسلامى تبديل شود.[٢]
رژيم رضاشاه و استعمار انگليس، بهمنظور دينزدايى، اشاعه انديشه و فرهنگ مدرن در جامعه بهخصوص در ميان قشر جوان، تقويت احساسات ملىگرايانه باستانگرا و تربيت نيروهاى تكنوكرات و بوروكرات مورد نياز خود و نيز با هدف مبارزه با نظام آموزشى سنتى كه در اختيار روحانيون بود، نظام آموزشى جديد را پايهگذارى نمودند.[٣]
در سال ١٣١٣ (ه-. ش) با تأسيس دانشگاه تهران، نظام آموزشى جديد، كه برگرفته از تمدن غرب بود، رسماً پىريزى شد. در واقع؛ اساس نظام
[١] -پوراحمدى، گفتمان اصلاحات در ايران، ص ١٤٧.
[٢] -سعيد زاهد، پيشين.
[٣] -رجوع شودبه: مقاله شهريار زرشناس« جنبش دانشجوئى ازديروزتا امروز»، سايت باشگاه انديشه ٣٠/ ٤/ ١٣٨٢.