جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ١٧٦
نيست، جنبش اجتماعى نيز هست كه در پى پديد آوردن تغييرات راديكال در ساخت دانشگاه و جامعه است».[١]
جنبش دانشجويى مىتواند فقدان يا ضعف نهادهاى مدنى را در انتقال خواستههاى عدالتطلبانه مردم جبران كند. اصولًا رابط و ميانجى بودن براى بيان و انتقال خواستههاى جامعه يكى از كاركردهاى جنبشهاى اجتماعى و از جمله جنبش دانشجويى شناخته مىشود.
«گىروشه»، براى جنبشهاى اجتماعى سه كاركرد قائل شده است: ١- رابط يا ميانجى بودن، ٢- ايجاد و بالا بردن آگاهى جمعى، ٣- ايجاد فشار. وى معتقد است: «در جامعه جديد، جنبشهاى اجتماعى به صورت يكى از گروههاى اصلى واسط درآمده است، كه به وسيله آن اعضاى جامعه مىتوانند منافع خود را حفظ نمايند و يا به ايدههاى خود ارزش نهند و بدين ترتيب در سطوح مختلف، در كنش تاريخى مشاركت كنند.»[٢]
جنبش دانشجويى بهدليل دارا بودن خصوصيات ويژهاى نظير روحيه نقاد، احساسات جوانى و انرژى متراكم، آرمانگرايى، شيوه بيان قاطع، تمايل به افكار راديكال و عدم وابستگى به صاحبان قدرت سياسى و اقتصادى، مىتواند بدون محافظهكارى، نقش موثرى را در به ثمر رساندن جنبش عدالتخواهى در ايران داشته باشد. جنبش دانشجويى مىتواند در استقرار ابعاد مختلف عدالت در جامعه از جمله حوزههاى ذيل نقشى كارساز را بهعهده بگيرد[٣]
[١] -تام. بى. باتامور، منتقدان جامعه، ص ١٦٧.
[٢] -گىروشه، تغييرات اجتماعى، ص ١٧٠- ١٦٩.
[٣] -سيدعباس صالحى،« جنبش دانشجويى و تأثير بر تحولات اجتماعى»، منبع باشگاه انديشه، ١٦/ ٢/ ٨٢.