جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ١٦١
بهنظر مىرسد عصاره قرنها مجاهدات علمى و عملى بزرگان ايران در طول تاريخ، نسل انقلابى ايران در طى چند دهه اخير باشد[١] كه مىبايست زمينههاى لازم را براى ظهور فراهم آورند.
بهقول شهيد آوينى: «اين جوانان، نسل تازهاى هستند كه در كره زمين ظهور كرده است و وظيفه دگرگونى عالم را پروردگار متعال بر گُرده اينان گذاشته است».[٢] وى مىگفت: «وطن ما، اكنون مركز جهان است. مركزى كه از آنجا نورالانوار رب، در همه جا انتشار خواهد يافت و واسطه انتشار آن، اين فرزندان از جان گذشته امت بزرگ ما هستند».[٣] وى همچنين مىگفت: «تاريخ جهان هزارها سال در انتظار ظهور اين جوانان بوده است تا بيايند و امانت ازلى انسان را ادا كنند و آرمانهاى هزاران ساله انبيا و اولياى خدا را محقق سازند».[٤]
جنبش دانشجويى ايران بهعنوان بخشى از نهضت مردم ايران و آن هم به عنوان قشر روشنفكر و تحصيلكرده اين نهضت كه مجموعهاى از
[١] -مقام معظم رهبرى در ديدار با دانشجويان دانشگاههاى شهيد بهشتى تهران مورخ ٢٢/ ٢/ ١٣٨٢ مىفرمايند:« من پرهيزگارترين و نورانىترين جوانها را هم در مواردى در ميان دانشجوها ديدهام. فراموش نمىكنم از جوان نوزده يا بيست سالهاى كه بعد از شهادتش، وصيتنامه او را ديدم. او نوه يكى از علماى معروف و مراجع تقليد زمان خود بود و آن مرجع تقليد و عالِم معروف، اهل سلوك و معرفت و توحيد شمرده مىشد. وقتى وصيتنامه جوان را خواندم، اين طور فهميدم كه اين جوان نوزده، بيست ساله در رسيدن به آن حالت حضور، حالت كشف و حالت عروج معنوى و روحى- چيزى كه هر سالكى، هر عارفى و هر جوياى حقيقتى، آرزوى آن را دارد- اگر از پدربزرگ مجتهد و عارف خود كه شايد شصت، هفتاد سال هم در آن راه زحمت كشيده بود، جلوتر نباشد، عقبتر نيست».
[٢] -سيد مرتضى آوينى، گنجينه آسمانى، ص ١٨.
[٣] -همان، ص ١٢٨.
[٤] -همان، ص ٧٣.