جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ١٥٣
در بررسى سير تحولات چند دهه حيات جنبش دانشجويى ايران، دريافتيم كه جنبش دانشجويى بهعنوان بدنه اصلى جريان روشنفكرى ايران، گرچه نخست دنبالرو و مقلد جريانات رايج روشنفكرى در دنيا بود، امّا هرچه به سالهاى انقلاب نزديك شد، به نقش و رسالت تاريخى خويش بيشتر پى مىبرد. بهطورىكه در سالهاى ٥٦ و ٥٧، با يك خودآگاهى عظيم اجتماعى، توانست نقش موثرى را در به ثمر رساندن انقلاب اسلامى ايفاكند.
جنبش دانشجويى در آن سالهاى حساس، نقش و جايگاه ويژه خويش را درك نمود و رسالتى بس فراتر از تقليد از روشنفكران غرب را در خود احساس كرد. جنبش دانشجويى بهدرستى دريافت كه شرايط خاص قرون وسطايى جامعه اروپا، از نظر مذهبى، اجتماعى و اقتصادى بود كه روشنفكرى با خصوصيات روشنفكر اروپايى را بهوجود آورد و پيچيدن آن نسخه براى روشنفكر و جامعه ايران كه ويژگيهاى تاريخى، مذهبى و اجتماعى خاص خويش را دارد، اقدامى غلط محسوب مىشود.