جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ١٤٠
ديگر بيشتر بود. تشيّع در ميان ايرانيان نفوذ بيشترى يافت؛ يعنى ايرانيان روح اسلام و معنى اسلام را در نزد خاندان رسالت يافتند. فقط خاندان رسالت بودند كه پاسخگوى پرسشها و نيازهاى واقعى روح ايرانيان بودند».[١]
«دوزى» مستشرق هلندى مىنويسد: «مهمترين قومى كه تغيير مذهب داد، ايرانيان بودند زيرا آنها اسلام را نيرومند و استوار نمودند».[٢]
شهيد مطهرى مىنويسد: «ايرانيان بيش از هر ملت ديگر نيروهاى خود را در اختيار اسلام قرار دادند و بيش از هر ملت ديگر در اين راه صميميت و اخلاص نشان دادند. در اين دو جهت هيچ ملتى به پاى ايرانيان نمىرسد، حتى خود ملت عرب كه دين اسلام در ميان آنها ظهور كرد».[٣]
بههمين دليل است كه مىبينيم اسلام بهوسيله ايرانيان در بسيارى از كشورها نظير هندوستان، چين، يمن، اندونزى و مالزى و ... منتشر مىشود.
ادوارد براون مىگويد: «اگر از علومى كه عموماً به اسم عرب معروف است اعم از تفسير و حديث و الهيات و فلسفه و طب و لغت و تراجمه و احوال و حتى صرف و نحو زبان عربى، آنچه را كه ايرانيان در اين مباحث نوشتهاند، مجزا كنيد، بهترين قسمت آن علوم از ميان مىرود».[٤]
شهيد مطهرى مىنويسد: «شور و هيجانى كه ايرانيان نسبت به اسلام و علوم اسلامى در طول چهارده قرن اسلام حتى در دو قرن اول- كه سرجان ملكم انگليسى نام آنها را دو قرن سكوت گذاشته است- نشان دادند، هم از
[١] -مرتضى مطهرى، خدمات متقابل اسلام و ايران، ص ١٢١.
[٢] -ادوار براون، تاريخ ادبيات، ج ١، ص ٢٠٣.
[٣] -مرتضى مطهرى، پيشين، ص ٣٢٣.
[٤] -ادوار براون، پيشين.