جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ١٣٨
«آيليف» مورخ و باستانشناس معروف در همين رابطه مىنويسد: «تأثير گسترده ايران در هر عهد به صورت يك حلقه رابط بين مشرق و مغرب، خواه بخشنده و خواه گيرنده يا فقط واسطه، بهدليل اينكه بر راههاى بزرگ آسيا سوار بود، يك دفعه در زمان ساسانيان در نقاشيهاى ديوارى بودايى در باميان افغانستان و گاه در قطعات كتابها و نوشتههاى ابريشم و كاغذ مانويان كه حاوى مينياتورهاى بسيار زيباى روحانيان و نوازندگان است و همچنين در نقاشيهاى ديوارى خوشو در تركستان، ظاهر مىگردد».[١]
بعلاوه كشور ايران در طول تاريخ خود، بستر پرورش دينهاى جهانى نيز بوده است و ايرانى به شهادت متون متعدد تاريخ باستان، هيچگاه به دور از آيين دينى نبوده و حيات سياسى و اجتماعى خويش را در پيوند با اديان الهى جستجو مىكرده است. اقوام ايرانى از ديرباز با دينهاى بزرگ جهان همچون: زرتشتى، كليمى، مسيحى و بودائى و ...، آشنا بوده و در اشاعه اديان الهى به دنيا نقش بسزايى داشتهاند. بهعنوان مثال؛ بر اساس نظر و. ام. ميلر نويسنده كتاب «تاريخ كليساى قديم در امپراتورى رم و ايران»، ايرانيان بودند كه اولين بار انجيل را به ژاپن بردند.[٢]
در كتاب بحارالانوار از امام جعفر صادق (ع) نقل است كه ايرانيان نخستين ملل موحد دنيا بودند. بههمين دليل ايرانيان برخلاف يونانيان ربالنوع، پرست به ايزد يگانه غيرجسمانى اعتقاد داشتند و به گفته هرودت: «ايرانيان هرگز مانند يونانيان، خصلت و شخصيت انسانى به خدايان خود نبخشيدهاند».[٣]
[١] -روزنامه اطلاعات، ٩/ ٢/ ١٣٨٣، ص ٦.
[٢] -محسن ثلاثى، پيشين، ص ٥٢.
[٣] -عليرضا زهيرى،« هويت ملى ايرانيان»، ص ٢٠٤.