جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ١٣١
شهيد سيدمرتضى آوينى مىنويسد: «از رنسانس به اين سو كه آخرين عصر جاهليت بشر آغاز شده، حيات تاريخى اقوام انسانى در سراسر سياره به يكديگر ارتباط پيدا كرده است تا بشر در حيثيت كلى خويش مصداق تحقق بيابد و اگر تحولى روى مىدهد، براى همه بشريت، يكجا اتفاق بيفتد و اكنون تعبير دهكده جهانى نشان مىدهد آخرالزمان و عصر ظهور موعود (عج) فرا رسيده است؛ چرا كه آن تحول عظيم كه بشر در انتظار آن است بايد همه بشريت را شامل شود كه خواهد شد».[١] وى مىنويسد: «در اين آخرين عصر جاهليت، بشر در حيثيت كلى وجود خويش از آسمان معنوى هبوط خواهد كرد- كه كرده است- و در همين عصر است كه بشر در حيثيت كلى وجود خويش، توبه خواهد كرد، كه با پيروزى انقلاب اسلامى در ايران كه امالقراى معنوى سياره زمين است اين عصر نيز آغاز شده و مىرود تا همه زمين و همه بشريت را فراگيرد».[٢]
«رنهگنون» نويسنده شهير فرانسوى در كتاب «بحران دنياى متجدد» مىنويسد: «كسانىكه به در هم شكستن جميع اين موانع نايل آيند و بر مخاصمت محيط و جوامع مخالف هر نوع معنويت ظفر يابند، بدون شك بسيار معدود و انگشتشمارند ولى يكبار ديگر مىگويم كه تعداد و شماره واجد اهميت نيست؛ زيرا دراينجا با امور و شئونى سروكار داريم كه نواميس و قوانين آن با نواميس جهان ماده كاملًا فرق دارد. بنابراين جاى نوميد شدن نيست ... شعار ما بايد همان باشد كه در روزگاران كهن، بعضى از آشنايان با اسرار معنوى اهل مغرب داشتند. حق بر همه چيز غالب مىگردد».[٣]
[١] -سيدمرتضى آوينى، آغازى بر يك پايان، ص ٤٣.
[٢] -همان، ص ٤٤.
[٣] -رنهگنون، بحران دنياى متجدد، ص ١٨٦.