جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ١١٧
سرنوشت نهايى جامعه بشرى دغدغهاى است تاريخى كه در طول تاريخ، علاوه بر اديان الهى، فلاسفه و انديشمندان بيشمار و با ديدگاههاى متفاوت از آن سخن بهميان آوردهاند. «اتوپياى» افلاطون، «مدينه فاضله» فارابى، «كشور خورشيد» توماس كامپانلا، «بهشت» تامس مور و جامعه كمونيستى ماركسيسم، همه گوياى چنين دغدغهاى در طول تاريخ مىباشند.
«برتراند راسل» فيلسوف و متفكر انگليسى مىنويسد: «دنياى علمى بدون يك حكومت جهانى، ثبات و دوامى نخواهد داشت».[١] وى معتقد است: «جلوگيرى از جنگ، يك راه بيشتر ندارد و آن ايجاد دولت واحد جهانى است.»[٢]
«انشتاين» در كتاب معروف نسبيت مىنويسد: «ملل جهان از هر نژاد و رنگى كه باشند مىتوانند و بايد زير يك پرچم واحد بشريت در صلح و صفا و برادرى و برابرى زندگى كنند».[٣]
گرچه مسأله مصلح جهانى و ايجاد دنيايى واحد در طول تاريخ بشر همواره مطرح بوده، امّا هيچگاه همچون امروز بهطور جدى در سطح بينالمللى مورد توجه واقع نشده است. پيروان اديان الهى مختلف اعم از مسلمانان، مسيحيان و يهوديان، در قالب اعتقاد به نزديك شدن زمان ظهور موعود و جامعهشناسان و سياستمداران و انديشمندان اجتماعى در قالب عناوينى همچون؛ «جهانى شدن» چنين مقولهاى را مورد توجه قرار دادهاند. هماكنون در ميان پيروان اديان مسيحيت و يهوديت در كشورهاى غربى
[١] -سيدحسنابطحى، مصلحآخرالزمان، ص ١٥٤؛ به نقل از: تأثيرعلم براجتماع، ص ١٩٩.
[٢] -همان، ص ١٥٤.
[٣] -همان، ص ١٥١.