جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ١١٦
در مكاتبهاى كه بين سفارت ايران در كانادا و معاونت فرهنگى و كنسولى وزارت امور خارجه ايران در سال ١٣٦٦ (ه-. ش) درخصوص اعتقادِ سرخپوستان آمريكاى شمالى و منطقه قطب به يك منجى صورت گرفته، آمده است:
«... سرخپوستان در هنگام نياز و نيز گم كردن راه در بين يخهاى قطبى و يا جنگل از فردى بنام مهدى كمك مىطلبند كه تا همين اواخر از ارتباط اين نام با اسلام و اصولًا از مكتب اسلام نيز اطلاعى نداشتهاند».[١]
در جاماسب نامه از كتب زرتشتيان آمده است:
«مردى بيرون آيد از زمين تازيان از فرزندان هاشم. مردى بزرگ سر ... و پيغمبر عرب آخر پيغمبران باشد كه در ميان كوههاى مكه پيدا شود ... از فرزندان دختر پيغمبر كه خورشيد جهان و شاه زنان نام دارد كسى پادشاه شود در دنيا به حكم يزدان كه جانشين آخر آن پيغمبر باشد ...».[٢]
«ابن خلدون» انديشمند معروف اهل تسنن مىنويسد: «بدان كه در ميان همگى مسلمانان در طول تاريخ چنين مشهور است كه ناگزيردر آخرالزمان، مردى از اهلبيت ظهورمىكندكه دين را تأييد، عدالت را آشكار ومسلمانان از او پيروى مىكنند. او بر كشورهاى مسلمان چيره مىشود ومهدى نام دارد».[٣]
منتها اين تنها شيعه است كه بهدليل اصالت بيشتر مكتبىاش دقيقاً مشخصات فردى و خانوادگى و ساير زواياى ظهور چنين انسانى را بازگو كرده است.
[١] -نشريه قرآنى برهان، سال اول، شماره اول، اسفندماه ١٣٨١.
[٢] -بشارت عهدين، صفحه ٢٤٣؛ بهعلاوه نسخه خطى در كتابخانه ملى مَلِك تهران مربوط به هزار سال قبل موجود است.
[٣] -تاريخ ابنخلدون، جلد ١، فصل ٥٢، ص ٥٥٥.