جنبش دانشجويى ايران و رسالتها - سلطانزاده، منصور - الصفحة ١١٥
مسأله بشارت ظهور يك مصلح بزرگ جهانى و ساختن جهانى يكپارچه و ايدهآل در آينده تاريخ، از جمله موضوعات بوده در همه اديان مورد توجّه است. همه اديان الهى حتى در اشكال تحريف شده امروز نيز از آمدن چنين انسانى مكرراً سخن راندهاند. چنانكه در مسيحيت از او با عناوينى چون تسلى دهنده، روح راستى، پسر انسان، در آيين يهود، شيلو، در دين زرتشت، سوشيانت و در آيين هندو، كاكلى نام برده شده است.
در كتابهاى قديم چينيان، در عقايد هنديان، در بين اهالى اسكانديناوى، مصريان قديم، بوميان آمريكايى، اهالى مكزيك و نظاير آن، اعتقاد به يك منجى و مصلح جهانى وجود دارد.[١] «برنارد بارلر» جامعهشناس آمريكايى، در رساله «نهضت منجىگرى» وجود چنين اعتقادى را حتى در ميان سرخپوستان آمريكايى نقل كرده، مىگويد: «در ميان قبايل سرخپوستان آمريكايى اين عقيده شايع است كه روزى گرد سرخپوستان ظهور خواهد كرد و آنها را به بهشت زمين رهنمون خواهد ساخت».[٢]
[١] -آيتالله مكارم شيرازى، حكومت جهانى مهدى( عج)، ص ٥٧.
[٢] -همان، ص ٥٩.