آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ١٥٧ - ٣ مسلك ناسازگارگرايان جبرگرا
همه مردم صرف نظر از ميزان بهرهمندىشان از مايههاى علمى فلسفى يا دينى، در آنجا كه نسبت به رفتارى معين تحت تأثير احساسات شديدى نظير خشم يا نفرت قرار بگيرند- بويژه آنجا كه از ناحيه آن رفتار آسيب و صدمهاى نيز به آنان وارد شده باشد-، واژه مسئوليت اخلاقى را با همان مفهوم نخستين كه به تعبير آقاى كامپل مورد استفاده افراد بى فكر و دانش است بكارمىبرند. و در آنجا كه در شرايط طبيعى و آرامى بسر مىبرند و با تعقل و تفكر و آرامش درباره رفتارى قضاوت مىكنند و به اين حقيقت توجه دارند كه فاعل رفتار مذكور شخصيت و خلق و خوى خويش را خود نساخته و نپرداخته است، مسئوليت اخلاقى را در مفهوم دوم كه مورد استفاده افراد دانشور و خردمند است بكار مىبرند.
كلارنس دارو[١] در مدافعات مشهور خود دائماً در برابر هيئت قضات از همين مطلب بهره مىجست، او خطاب به هيئت قضات مىگفت: هر يك از شما اگر در همان محيط و دامنى كه متهم در آن پرورش يافته پرورش مىيافت، و از همان ويژگىهاى به ارث برده از پيشينيان او برخوردار بود، اكنون در جاى همين متهم ايستاده بود. اين سخنان، هيئت قضات را تقريباً متقاعد ساخت كه نبايد متهم را نسبت به كردارى كه كرده است مسؤول دانست.
٨. در اينجا بايد نكتهاى را متذكر شوم كه مانع سوء فهم مقصود من شود.
حقيقتى را كه بيان كردم كه فرد، پديدآورنده اصلى و نهايى خوى و شخصيت خويش نيست، چنين نتيجه مىدهد كه بنابراين فرد در برابر رفتار خويش هيچگونه مسئوليت اخلاقى ندارد.
مقصود من از اين مطلب اين نيست كه با يادآورى به مردم، از انتقامجويى آنان بكاهيم، و بر حس خيرخواهى و گذشت آنان بيفزائيم، اگرچه اين نتيجه ممكن است پيش آيد، لكن مقصود من اين است كه اين نتيجه بر آن مقدمه بار مىشود همان گونه كه از مقدمات هر قياس استدلالى نتيجه متولد مىشود.
تأثير مدافعات آقاى دارو[٢] در هيئت قضات تنها نشان دهنده ميزان نفوذ منطق او در برانگيختن احساسات قضات نيست، بلكه افزون بر آن نمايانگر اين حقيقت است كه هيئت قضات نيز مانند ديگران شرطى را كه در «مسئوليت اخلاقى رفتار» بايد در نظر گرفته شود و بدان اشاره كرديم باور
[١] .Clarence Darrow .
[٢] .Darrow .