آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ١٢٨ - مقايسه تطبيقى و نقد نظريه آير
آينده اتفاق خواهد افتاد از پيش طراحى شده و قابل تغيير نيست. در اين صورت چگونه مىتوان خود را آزاد دانست، و براى خويش قدرت انتخاب آينده را باور كرد؟ شكلگيرى آينده توسط حوادث گذشته بدين معناست كه انسان زندانى سرنوشت و تقدير است، و كارى از او در رابطه با انتخاب آينده خويش ساخته نيست.
پاسخ اين است كه اگر مقصود از اينكه رشته حوادث آينده از قبل طراحى و تعيين شده اين است كه كسى آن را تهيه و فراهم كرده است سخنى نادرست و خطاست. و اگر مقصود اين است كه طبق يك سلسله قوانين و مناسبات مىتوان آينده را از گذشته نتيجهگيرى و پيشبينى نمود، به فرض آن كه اين مطلب صحت داشته باشد مستلزم آن نيست كه انسان زندانى سرنوشت و تقدير باشد، و در برابر آينده عاجز و فاقد هرگونه قدرت انتخاب و ايجاد دگرگونى و تغيير باشد.
زيرا رابطه علّيت ميان گذشته و آينده اگرچه آينده را قابل پيشبينى مىكند لكن معنايش اين نيست كه تحت فشار يك عامل اضطرارى قرار داريم و نمىتوانيم در انتخاب سرنوشت و تعيين حوادث آينده تأثيرى داشته باشيم.
اگر رابطه آينده با گذشته چنين باشد كه آنچه اتفاق خواهد افتاد، اتفاق خواهد افتاد در اين صورت، البته زندانى سرنوشت و تقدير خواهيم بود، لكن اين جمله بىمعناست، زيرا توضيح واضحات است، و معناى علّيت گذشته نسبت به آينده اين نيست، بلكه معنايش رابطهاى است كه گذشته را به آينده پيوند مىزند كه در اين صورت با تغيير علّتها مىتوان معلولها را نيز تغيير داد، و چنين نيست كه آدمى زندانى تقدير و سرنوشت باشد، و كارى از او در تعيين آينده خويش برنيايد.
اين خلاصهاى از نظريه آقاى آير بود كه سعى شد بطور ساده مطرح شود. اكنون نخست به مقايسهاى كوتاه ميان اين نظريه و آنچه در فلسفه اسلامى معاصر مطرح است مىپردازيم، و سپس در نقد آن مطالبى را بيان خواهيم داشت.
مقايسه تطبيقى و نقد نظريه آير
نظريه آقاى آيربا آنچه فلاسفه اسلامى معتقد به نظريه «وجوب»- بويژه ملا صدرا- در زمينه حل تضاد ميان علّيت و آزادى بيان داشتهاند در دو نقطه با يكديگر تشابه نزديكى دارند:
١. اينكه آقاى آير بر اين مطلب تاكيد دارد كه آزادى با علّيّت در تضاد نيست، بلكه با اضطرار