آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ١٢٩ - مقايسه تطبيقى و نقد نظريه آير
در تضاد است، از يك جهت نظير همان چيزى است كه ملا صدرا و ساير فلاسفه اسلامى هم عقيده او در اين زمينه مورد تأكيد قرار دادند.
طبق آنچه در گذشته از ملا صدرا نقل كرديم، وى بر اين نكته پافشارى مىكند كه آزادى نه تنها با علّيّت منافات ندارد بلكه بدون علّيّت تحقق آزادى امكانپذير نيست، مطلبى كه آقاى آير نيز بر آن تأكيد و اصرار دارد.
تفاوتى كه در اينجا ميان ديدگاه فلاسفه اسلامى طرفدار نظريه وجوب- و بويژه ملا صدرا- با ديدگاه آقاى آير وجود دارد اين است كه ملا صدرا و همفكران او بجاى آن كه اضطرار فاعل را ملاك سلب آزادى او بدانند رضاى فاعل «نقطه مقابل اضطرار» را ملاك آزادى وى دانستهاند.
بنابراين به نظر مىرسد نزديكى فراوانى بين اين دو ديدگاه وجود دارد، زيرا هر دو ديدگاه ملاك آزادى را نفى اضطرار فاعل دانستهاند لكن در مكتب ملّا صدرا از آن به «رضاى فاعل» تعبير شده و آن را شرط ثبوت آزادى دانستهاند، و در نظريه آقاى آير، اضطرار ملاك سلب آزادى دانسته شده است.
٢. ديگر اين كه ملا صدرا و همفكران او و نيز آقاى آير همگى بر اين عقيده اتفاق نظر دارند كه آنچه موجب پندار تضاد ميان علّيت و آزادى است خلط مفهومى است، و چنانچه با تبيين مفهوم حقيقى علّيت و آزادى بتوان پرده از اين خلط مفهومى برداشت مشكل تضاد موهوم ميان علّيت و آزادى بر طرف خواهد شد.
در عين حالى كه اين فلاسفه در اصل اين مطلب با هم توافق عقيده دارند، در اينكه چه نوع خلط مفهومى موجب پندار تضاد ميان آزادى و علّيت شده است با يكديگر اختلاف نظر كامل دارند.
ملاصدرا و همفكرانش معتقدند اشتباهى كه در اينجا صورت گرفته است عدم تصوّر صحيح از مفهوم «آزادى يا اختيار» است كه گمان بردهاند آزادى و اختيار به معناى امكان فعل يا تساوى دو طرف وجود و عدم فعل است در برابر فاعل، در حالى كه آزادى به معناى آگاهى فاعل نسبت به غايت و مقصد خويش و برآورده شدن آن بوسيله فعل است، كه نتيجه آن رضاى به فعل و شوق به آن است، و همين است حقيقت مفهوم آزادى كه نه تنها با علّيّت در تضاد نيست كه با ايجاب نيز منافات ندارد. در حالى كه آقاى آيراينگونه تفسير از آزادى را با قاطعيّت نفى مىكند، و بر اين مطلب اصرار دارد كه اين تفسير از آزادى مخالف با مفهوم متعارف «آزادى» است و مشكل را