آزادى و عليت در فلسفه اسلامى معاصر و فلسفه مغرب زمين - اراکی، محسن - الصفحة ١٠٢ - ج نظريه نفى جبر على
است.
هنگامى كه فاعل تصميم مىگيرد يكى از دو كار را انجام دهد تضاد ميان دو اراده را حل مىكند، و يكى را در برابر ديگرى پيروز مىكند، و در اين صورت است كه طبيعتاً مسؤول كار انجام گرفته نيز خود فاعل خواهد بود.
در اين شرايط است كه فعل به عنوان فعل صادر از فاعل شناخته مىشود، و فاعل مسئوليت كامل آن را به عهده دارد على رغم آن كه نه محكوم جبر است، و نه به اتفاق و تصادف موصوف است.
١٠. وقتى كه شرايط فوق الذكر براى رفتارهاى خود شكل دهنده[١] تحقق مىيابد، اين رفتارها زندگى آينده فاعل را كنترل مىكنند، و اساس تصميمگيرى آينده فاعل را تشكيل مىدهند.
بر اين اساس، فاعلها در حقيقت از قدرت كنترل آزاد راههاى موازى و انتخابهاى متعدد برخوردار خواهند بود، بدين معنى كه فاعلها مىتوانند بگونهاى قاصدانه و عامدانه هر يك از راههايى را كه مىخواهند به وسيله ايجاد علّتهاى اراده آنها بوجود آورند، بدون آن كه تحت تأثير عاملى جبرى قرار گرفته باشند يا اتفاق و خطائى رخ داده باشد.
شرايط فوق الذكر را در اين جمله كوتاه مىتوان خلاصه كرد: فاعلها مىتوانند ارادههاى آينده خود را آنچنان كه مىخواهند انتخاب كنند.
بنابر آنچه گفتيم مغز دو عمل كننده به موازات يكديگر است، او مىتواند بطور همزمان دو نوع از اطلاعات «چه تصوّرى و چه تصديقى» را از طريق كانالهاى عصبى متفاوت به جريان اندازد. اين نوع توانمندى و قابليّت يا پيچيدگى، براى رفتارهاى اصلى شكل دهنده و آزادى رفتار آدمى، لازم و ضرورى است.
١١. مسئوليت؛ بخت و شانس.
آيا نفى جبر به معناى تصادفى و اتفاقى بودن است؟
براى پاسخ به اين پرسش بايد ديد چه رابطهاى ميان نفى جبر از يكسو، و شانس و بخت از سوى ديگر وجود دارد.
شانس و بخت واژههاى متعارف و رايجى هستند كه معناى «از كنترل بيرون بودن» را
[١] .Self -forming Actions .