مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٣٠ - ماركس و فلسفه قلابى او - - فرويد و تخيلات جنسى او
جدىترين دشمن علم است[١]!!!
سخن اخير و تقريبا تكرارى در آخر اين فصل اينست كه عامل گمراه كننده جمعى از دانشمندان علوم غربى از دين و ارايه مذاهب گوناگون باطل و خرافى آنان كه پس از سر و صدا و گمراه نمودن جمعى رو به خاموشى مىروند امور زير است:
١- غرور علمى دانشمندان طبيعى فاقد تواضع و تعمق در جهان بينى، خصوصا كه تدين، يك سلسله از محدوديتهايى در هوسبازى و سودجويى و لذتطلبى دارد!
٢- عدم آگاهى درست از دين و انگيزهها و اهداف دين واقعى در عقايد و شريعت.
٣- عدم برخوردارى غرب از فلسفه عقلى واقعى و محروميت از قواعد عقلى منقح.
٤- خراقات دين نصرانيت و دين يهود و نواقص اناجيل و تورات كه غالب مطالب آنها از تراوش فكرى عادى گذشتگان است نه كلام خدا و وحى او.
٥- برخورد زشت كشيشان و پاپها در زمان قدرت كليسا با دانشمندان علوم طبيعى در غرب، ولى برخورد دولتهاى لائيك و
[١] - اين جمله مغرورانه و غير منطقى باز دليل ديگرى است كه نظر او به دين مسيحيت است كه اصل اول( تثليث) آن به معناى مساوى بودن يك با سه است!! ولى در اسلام، عقل يكى از دلايل اصول شريعت است.