مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٠٠ - ٣٩ - علم و دين(١)
دو مطلب مهم ديگر:
١- هرچه از دايره حواس بيرون باشد، حسيون تنها گفته مىتوانند علم آنرا اثبات نمىتواند ولى حق انكار و نفى وجود او را ندارند، چنانچه اگر در دكان بزاز يا عطار يا بقال، گوشت يا دوا و يا ديگ را نيابيديم، نبايد وجود آنها را در شهر منكر شويم زيرا ممكن است گوشت را در قصابى و دوا را در دواخانه و ديگ را در دكان مسگرى پيدا كنيم. و به اصطلاح منطق از نفى خاص نفى عام لازم نمىيد.
ما اگر در علوم حسى فرضا دليلى نيابيم در فلسفه آنرا مىيابيم و آنرا مىپذيريم، ماديين هميشه مرز و حد علم و فلسفه را با هم خلط مىكنند و به بيراهه مىروند، ما از يك طبيب توقع نداريم كه به عنوان طبيب وجود روح را مثلا در علم طب ثابت كند و نه به او حق مىدهيم كه آنرا انكار كند. اثبات و انكار روح هردو از دايره علم و طب و هر علم ديگر، بيرون است و وظيفه عقل و فلسفه است كه در مورد آن نظر بدهد فيلسوف هم به عنوان فيلسوف حق مداخله در مسايل طبى را ندارد. (دقت كنيد)
٢- واقعيت اينست كه عقل و اعتبار احكام عقلى اساس اعتبار احكام حس است، و عموميت احكام حس متفرع بر احكام عقل است، كليات حسى هميشه به ضميمه حكم عقل، ثابت مىشود و متفرع بر آنست، بنابراين ماتريالستها و حسيون يا بايد ايدهاليست مطلق و سوفسطايى شوند و يا احكام عقلى را نيز بپذيرند، و رئاليسم جز در پناه عقل و فلسفه ميسر نمىگردد.
سخن اخير اين فصل اينست كه وجود خداوند و آفريدگار جهان و