مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١٨ - ٢٩ - چالش غرب با دنياى اسلام
منابع وى حفظ و ارزشهاى سياسى و اقتصادىاش ترويج گردد تداوم اين وضعيت به معناى ايجاد يك فاجعه است[١].
بايد اذعان داشت كه غرب، به يك محدوده جغرافيايى يا يك سرى از حكومتهاى متشابه اطلاق نمىشود بلكه به سيستم ارزشى خاصى كه فلسفه، اخلاق، منطق، اقتصاد، جهانبينى و حتى مذهب خاص خود را دارد، اطلاق مىگردد اين نظام انسان را به جاى خدا نشانده و به دنبال اشباع لذات، هوسها و منفعتطلبيهاى خود است و به اين يافته خود نيز افتخار مىكند. غرب صنعتى تصور مىكند كه تنها او به دنبال رواج ارزشهايى نظير: حكومت مردم و دموكراسى، حقوق بشر، تساوى انسانها، توسعه و غيره مىباشد بدون توجه به اين نكته كه در تمدنها و مذاهب ديگر، اين ارزشها مطرح بوده و روزگارى روابط انسانها و كشورها را شكل مىداده است.
در ادامه اشاره قبلى بايد گفت، غرب به سركردگى آمريكا، دنياى اسلام را در برابر خود مىبيند، زيرا تعاليم اسلام كه بر پايه فطرت بشر استوار است، مىتواند او را به چالش بكشاند از اينرو بر آن بوده كه جهان اسلام و مخصوصا كشورهاى راديكال اسلامى را به موضع انفعالى كشانده، در مسير توسعه
[١] -
kishore Mahbubani Dangers Decandence foreign Affairs, vol ٢٧, no ٤) may apr ٦٩٩١( p ٣١