مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٩ - ١١ - دلايل جدايى دين از سياست
١١- دلايل جدايى دين از سياست
طرفداران جدايى دين از سياست و حكومت، به اصناف زير تقسيم مىشوند:
١- كمفكرانى كه در گفتار و كردار خود در همهچيز از غربىها تقليد مىكنند اينان كه اعتماد به نفس را از دست دادهاند و مقام انسانى خود را فراموش كردهاند خيال مىكنند كه وقتى غرب در صنعت خود از ما جلو افتادهاند در اخلاق و عقل و فرهنگ و فلسفه هم از ما بهتراند و هر چه بگويند از ما بهتر مىگويند اينان از نواقص و گرفتاريهاى جامعه غربى و نقاط ضعف فرهنگ و پوچى فلسفه آنان بكلى بىاطلاعند.
اينان از كمفكرى خود نمىدانند كه اگر ما به صنعت غرب محتاجيم آنان به اخلاق و جهانبينى فلسفى ما بيشتر به ما محتاج هستند.
٢- در اثر تلقين غلط و محيط فاسد، به دين بدبين شدهاند و آنرا باطل مىدانند ولى در محيط اسلامى جرئت اظهار بىدينى را ندارند و براى فرار از دين بهانهجويى مىنمايند و براى اغوا و اضلال بىخبران وسوسه مىكنند.
٣- كسانى كه از اسلام هيچ معلومات درستى ندارند و قيود دينى را