مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٧ - ٨ - وظايف متقابل مردم و حكومت اسلامى
دولت در موقع رأىگيرى از مردم، وعدههاى ديگرى همه به مردم مىدهد كه مردم با اعتماد بر همان وعدهها به او رأى مىدهند. عمل به آن مواعيد بر رئيسجمهور، واجب مىشود و چنانچه رئيس دولت عمدا به آن وعدهها و مطلق وظايف خود عمل نكند خودبخود از مقام رياست منعزل مىشود و ديگر دستورات او لازم العمل نيست و بر او جايز نيست كه در حقوق عامه تصرف كند.
بهرحال بر حاكم اسلامى واجب است در فرض قدرت براى حفظ و تقويت مبانى اسلامى تلاش كند ولو در قانون اساسى ذكر نشده باشد. وجوب اين تلاش نه از باب لزوم عمل به قرارداد است بلكه از باب الزام الهى است مانند لزوم نماز، روزه، زكات، حج و امثال اينها.
در اينكه اخلال و كوتاهى در اين مورد، موجب بركنارى يا مجوز عزل او مىشود يا نه؟ بايد به اين مطلب توجه كرد كه تقصير در اين مورد آيا بيكى از شرايط ولى امر و حاكم اسلامى ضرر مىرساند يا نه؟ شق اول متعين است زيرا عدلت او از بين مىرود لذا از مقامش منعزل مىشود.
نگارنده فكر مىكند بهمين مقدار، مقصود حاصل مىشود و لازم نيست موارد وظايف خليفه، يكبيك كه در كتب فقهى و كلامى قدماء مذكور بوده بيان گردد. زيرا در زمانهاى گذشته قانون اساسى وجود نداشته و دانشمندان به تفصيل وظايف حاكم محتاج بودند ولى فعلا وجود قانون اساسى، ما را از تفصيل آن وظايف بىنياز نموده است بااينحال بايد پارهاى از امور متعلّق به عنوان اين فصل را به طور مختصر ذكر كنيم.
١- ملت مكلف است رئيس دولت را زير نظر داشته باشد تا حقوق مردم