مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٣ - ٥ - آيا حكومت اسلامى از نظر اسلام ضرورت دارد؟
حكومتهاى اسلامى را كه توسط زمامدار جامع الشرايط شرعى تعيين مىشوند، نيز شامل مىشود و خود زمامدار را نيز دربرمىگيرد و احاديثى كه از طريق شيعه، اولى الامر را به امامان، تفسير كرده است بر بيان فرد اكمل حمل مىشود نه بر انحصار مفهومى.
٢- نظام كيفرى و جزائى اسلام (حدود، قصاص، تعزيرات و ضمانات) آيا پس از حيات پيامبر اكرم (ص) ساقط و غير نافذ است و يا بوسيله افراد قابل اجراء است (هركسيكه باشد) يا بوسيله كفار و فساق متسلط بر جامعه اسلامى يا توسط حاكم شرعى؟
با تأمّل دقيق دانسته مىشود كه جز فرض اخير بقيه فروض باطل يا مصداق بىنظمى است.
٣- دين اسلام يك نظام اعتقادى، حقوقى، اخلاقى و تكاملى همه جانبه است و پياده كردن چنين نظامى بدون حكومت صالح و تابع دستورات الهى ميسر نيست.
٤- اجراى وظايف جهادى و يا حتّى اعداد قوه نظامى دافعه و بازدارنده كه در قرآن به آن امر شده است، جز در پناه حكومت دينى بسيار مشكل و حتّى غير عملى است.
٥- ممكن است بر لزوم حكومت دينى به آياتى كه حكم بغير ما انزل اللّه را كفر و فسق و ظلم مىدانند، استدلال شود زيرا ارجاع منازعات كثيره در هر شهر و قريه به علماى متفرق در اماكن مختلف و بدون محاكم صالحهاى كه از جانب حكومت اسلامى مورد حمايت باشد، نوعى از بىنظمى و نيز فاقد ضمانت اجرايى است و دين آنرا نمىپذيرد.