مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٩٧ - الف) آزادى تكوينى يا فلسفى
پس به حكم وجدان و برهان انسان آزاد است يعنى توان هر كار مقدور خود را دارد و در بجا آوردن و ترك آن مختار است و اين اختيار كيفيت و چگونگى قدرت اوست اختيار يعنى انسان مىتواند كه كارى بجا آورد و يا بجا نياورد.[١]
پنجم- حاصل ز گفترا بالا اينكه توانايى انسان بر حركت و عمل از جانب خداوند تعالى در هر لحظه افاضه مىشود. ولى استعمال آن قوت و توانايى، چه در كار خير و چه در كار شر به اراده خود انسان است.
ششم: ين نظريه از يك طرف سلطنت و قدرت لايتناهى حق (جل جلاله) را مراعات كرده و از طرف ديگر عدالت و حكمت خداوند را[٢] و هم مطابق وجدان و برهان عقلى مىباشد. و با اين نظر تمام آيات قرآن كريم كه بعضى از آن جبر را فهميدهاند و جمعى تفويض را، همه منسجم و متفق المعنى ميگردد و هيچ اختلافى بين آنها باقى نمىماند.
بلى خداوند با تمام احتياج انسان به افاضه و ايجاد و اعطاى هر لحظه او، به او صفت اختيار را مرحمت فرموده كه انتخابگر باشد، تا تكامل او برايش ممكن گردد، چون موجود مجبور تكامل ندارد. و مراد از آزادى تكوينى و فلسفى انسان و موجودات نظير او همين اختيار اوست. (دقت كنيد كه مطلب دقيق است)
[١] - البته پوشيده نيست كه قدرت خدادادى انسان محدود است و طبعا ختيار و انتخاب او محدود است.
[٢] - چون عقاب و ثواب فرد مجبور، خلاف عدالت و حكمت است.