مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٦٥ - ٤٨ - چرا مسلمانان از اسلام استفاده درستى نكردند؟
نگارنده، شصت سال گذشته را تقريبا به ياد دارد، من نادانى و عقب ماندگى روحى و اخلاقى و فقهى و مادى و علمى مردم قندهار را به ياد دارم، من پس از مراجعت از عراق و تحصيل علم، مدت چند سالى در قندهار بودم، و با تمام نواقص علمى و ضعف استعداد و سستى اراده و همت، سخنرانىهاى هفته و حتى هر روزى (در ايام ماه رمضان و ماه محرم و ماه صفر) در عناوين فوق و بيان احكم فقهى نمودهام و رفت و آمد مردم در مسجد و حسينيه بد نبود، مردم از سخنرانىهاى من راضى بودند و به امانت من اعتماد داشتند و از اخلاق من غالبا شكايتى نداشتند پس از آمدن كمونيستها من قهرا از شهر خود (برج هفتم ١٣٥٧) بيرون رفتم و تا امروز (برج پنجم ١٣٨٤) جز دو مرتبه (هر مرتبه چند روز كم) آنجا نرفتهام، ولى فعلا مىبينم على رغم همه آن تبليغات و تأكيدات، اكثريت قاطع مردم به حال مطلوب نيستند اهل سنت قندهار هم مثل اهل تشيع، مردم كامل و هرات و مزار هم، مثل مردم قندهار، كشورهاى ديگر هم مثل كشور ما!
نه روحانيت و معنويت قوى داريم كه درجه بالاى تديّن ما را نشان دهد و نه توليد داريم كه ميزان خودكفايى نسبى ما را نشان دهد و نه امنيت اجتماعى و نه مهار كردن مرضها و نه تحكيم استقلال سياسى مناسب و نه ... و نه ...
ايرانىها پس از قرار گرفتن حكومت در دست روحانيين از سال ٥٧ بهترين فعاليتهاى فرهنگى را توسط راديوها، تلويزيونها نشرات روزانه و ماهانه و غيره و نشر كتب متنوع و تدريس دينى در مدارس و دانشگاهها