مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣١٠ - ٤٠ - علم و دين(٢)
گونه عليت و تأثير در طول يكديگرند نه در عرض هم ديگر.
براى توضيح جمله اخير مثالى (هرچند ناقص) بياوريم: همه مىدانند كه ممكن نيست يك فرد دو پدر و يا دو مادر در عرض واحد داشته باشد، ولى همه مىدانند كه دو پدر و حتى هزار پدر و يا مادر در طول يكديگر ممكن است. مانند پدر پدر و پدر پدر پدر، و هكذا نياكان پدرى و مادرى زياد.
حقيقت خالقيت خداوند در دو طريق زير تبارز مىيابد:
اول تمام سلسله علل اشياى جهان بالاخره به خاطر محال بودن دور و تسلسل به آفريدگار جهان برمىگردد، وقتى خداوند علت اولى را آفريد گويا همه اشياء را او آفريده است.
و به عبارت ديگر ماديين همانند إلهيين قبول دارند كه اشيا و اجزاى جهان به يك علت و مبدأ واحدى مىرسد، ماديين آن مبدأ جهان را، اتم مىدانند. ولى علم صدها سال پس از حكم فلسفه به تركيب و قابليت تجزيه اتم، بالاخره شكم اتم را شكافت و به اجزاى آن رسيد، و بدينترتيب بىباكانه خداى ماديين را براى هميشه نابود كرد.
عقل امروز باز مىگويد اجزاى اتم نيز مركب و قابل تجزيه است، چه علم توانايى آنرا پيدا كند يا نه، و هيچ چيز مادى در جهان ما بساطت ندارد، و حتما مركب است، و براهين اين قانون كلى در فلسفه و علم كلام مذكور است.
دوم تمام علل مادى، ممكن الوجوداند و هر ممكن الوجود، در آغاز و ادامه وجود خود و صفات خود و تأثيرات خود، به واجب الوجود احتياج