مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٩٦ - ٣٩ - علم و دين(١)
خود اشتباه مىكند، مثلا اگر كسى تشى را در آتشدان بوسيله ريسمانى بچرخاند، آن آتش به صورت دايره ديده مىشود، درحاليكه واقعا نقطه است. زمين را ساكن مىبينيم، درحاليكه حركات گوناگونى دارد، و در واقع متحرك است، پرههى پنكه را در موقع حركت نمىبينيم درحاليكه واقعا وجود دارد، و موارد ديگر.
اين استدلال درست نقطه مقابل استدلال ماتريالستها است كه در تصحيح نظريه دوم گفتهاند كه عقل در ادراكات خود دچار اشتباه مىشود، ولى حس چنين نيست، لذا بر ادراكات عقلى اعتماد نتوان كرد و تنها ادراكات حسى پذيرفتنى مىباشد.
ولى واقعيت اينست كه ادراكات عقلى و حسى هردو گهگاهى دچار اشتباه مىشود و بشر عادى، معصوم از اشتباه نيست.
چهارم: سوفسطايىها همه ادراكات را چه عقلى و چه حسى، قبول ندارند، و همه را انكار مىكنند، و دستهاى كه كمى معتدل هستند، مىگويند، ما موجودات جهان را نه قبول نداريم و نه انكار مىكنيم، بلكه توقف و ترديد داريم. و اين دسته را «لا أدريون» مىگويند- نمىدانمها.
نظريه چهارم باطل بوده و قابل اعتنا نيست.
آنچه كه در صحت آن ترديدى وجود ندارد، نظريه اول است، كه احكام جزمى عقل و حس هردو معتبر است. اشتباهاتى كه در ادراكات اين دو گهگاهى پيدا مىشود باعث سقوط اعتبار ساير ادراكات و مدركات آنها نمىگردد، وگرنه نوبت به سفسطه و بىاعتبارى علم و فلسفه مىرسد كه انسانهاى سليم العقل آنرا مردود مىدانند.