مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٤١ - ٢ - بنيادگرايى
امور كشور به عنوان منتخبين مردم، بيانگر ظهور انديشهاى ناب در عرصه سياست جهانى خصوصا جهان اسلام بود.
پيروزى مسالمتآميز مردم در انقلاب، حمايت مالى و جانى مردم از دستآوردهاى انقلاب، حضور فعال مردم در انتخابات كه حتى با كشورهاى غربى و مدعى دموكراسى و مردمسالارى قابل مقايسه نبوده و نيست، سخن از فصل نوينى در معادلات جهانى است كه دموكراسى غلط انداز غرب را سخت به چالش كشانده است.
بنابراين مىتوان خصلتهاى استبدادستيزى، عدالتخواهى، مردم سالارى و نيز پذيرش نظراتى چون حكومت نمايندگى و مبتنى بر قانون اساسى، مشاركت سياسى مردمى، انتخابات و حتى تحزب و كثرت گرايى سياسى را به روشنى در آرا و نظرات و عمل متفكران و گروههاى اسلامى بنيادگرا مشاهده كرد آنان هروقت فرصت يافتند، با انتخابات و روندهاى دموكراتيك كسب قدرت كردهاند گذشته از الجزاير و تونس، حزب اللّه لبنان، اخوان المسلمين اردن، حزب رفاه و حزب عدالت و توسعه تركيه وحتى حماس فلسطين نمونههاى روشنى از اين نوع نگرش به شمار مىروند.
برخورد دوگانه غرب با مفاهيمى چون حقوق بشر و آزادى را بايد در نظر نيكسون درباره بنيادگرايى جستجو كرد آنگاه كه وى مىگويد:
«بهترين راه براى جلوگيرى از نفوذ خطر افراطگرايى ايران به ساير دولتها در منطقه و سراسر جهان اسلام، تقويت روابط با رهبران مسئول مانند: ملك حسن در مراكش، مبارك در مصر، فهد در عربستان سعودى