مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٣١ - فرهنگ اسلامى
افزايش نفوذ و توان نظامى كشورهاى غربى و سرانجام، سقوط اتحاد جماهير شوروى.»
تأثير اين نظريه را مىتوان در گسترش روزافزون ناتو دانست شواهد و قرائن موجود نشانگر آن است كه ادامه گسترش ناتو بر مبناى نظريه هانتيگتون است و گسترش ناتو تنها يكى از ابعاد اين استراتژى است[١].
فرهنگ اسلامى
در تعريف فرهنگ و تمدن نظريات مختلفى ابراز گرديده است، يك نظريه، تمدن و فرهنگ را بيك معنى دانسته است.
نظريه ديگر، فرهنگ را روى معنوى و غير مادى زندگى جامعه و تمدن را وجه عينى و محسوس آن بحساب آوردهاند. گويا اين نظر، تمدن را به اجزاى عينى مشترك مثل: زبان، تاريخ، مذهب، سنت، و نهادها تعريف ميكند.
و نظريه سوم، تمدن را به جلوه عملى فرهنگ معرفى كردهاند
و نظريات ديگر، فرهنگ را ساختار درونى جوامع و تمدن را ساختار درونى و بيرونى جوامع مىدانند.
ممكن است بر اساس تعريفات فوق كه احتمالا همافق هستند بگوييم مسلمانان هماكنون هم فرهنگ بىنظير دارند و هم تمدن، منتهى تمدن اسلام روى موانعى فراگير نيست.
يك احتمال ديگر نيز وجود دارد، و آن اينكه فرهنگ را بباورهاى انسانى
[١] - نگارنده هميشه بر همكارى تمدنها تأكيد نموده است.