مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨ - ٢ - نياز انسان به دين
آرى لزوم تدين به دين الهى حتّى اگر مورد حاجت و ضرورت انسان نباشد باز هم بايد به آن ملتزم و پايبند بود چون دستور خداوند است و قانون عبوديت و ربّوبيت بر انسان، فرمانبرى از دستور آفريدگار را حتمى مىگرداند. واقعيت اينست كه انسان با همه ابعاد وجودى خود عمل كامل ندارد و جايگاه خود را در كره زمين و يا منظومه شمسى درك نمىتواند بنابراين قادر نيست تا در مسير تكاملى خويش و در هماهنگى با خارج از خود، بدون راهنمايى آفريدگار قرار گيرد.
بعلاوه كه علم انسان به خوبى و زشتى پارهاى از امور سبب بجا آوردن خوبيها و ترك بديها نمىشود. چه او در مقابل عقل خود، شهوت، غضب، سودجويى و تمايل به لذتها و هوسها هم دارد. و حتما نيازمند به انگيزه ابتدايى (طمع به بهشت و ترس از جهنم) يا انگيزه عالى دينى (محبت و خشوع در برابر عظمت خالق) مىباشد.
خطرناكتر اينكه جهانبينىهايى مانند ماركسيزم و منطق دروغين آن موجب كشته شدن دهها ميليون انسانها در شوروى، چين، اروپاى شرقى و ساير مناطق جهان در قرن بيستم ميلادى گرديد. و ماركسيستها خيال مىكردند با اين درندگى بىسابقه وظيفه انسانى خود را در مقابل امپرياليسم جهانخوارا انجام ميدهند!!!
جهانبينىهاى مادى حتّى در قرن ما سبب بتپرستى و خرافات بىشمارى در كشورهاى جهان مىباشد.
بلى! دين خدا عامل بيمهگر انسانيت انسان در كره زمين است. و شخص دورانديش و عميقنگر مىداند كه تمام فضايل اخلاقى انسانها