مباحث علمى دينى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٢٢ - ٢ - كمبودهاى اعلاميه
تغيير آنرا به دين حق دارد.
بحث اخير اينكه:
آنچه كه ملاك و معيار حقوق مىگردد امور زير است:
١- عقل (حكمت) عملى ٢- احساسات، عواطف ٣- عرف ٤- مصلحت و مفسده ٥- لذت و درد ٦- مقتضيات عدالت ٧- دين ٨- قانون ٩- عقلا
ولى امر نهم (عقلا) به سوم (عرف) يا به اول برميگردد.
هشتم خودش پيدا شده از عوامل ديگر است، ششم نيز به اول برمىگردد زيرا عدالت يكى از موضوعات احكام عقل عملى بشر است.
بنابراين براى ملاكات و مدارك حقوق، دين الهى، عقل عملى، احساسات و عواطف، لذت و درد، مصلحت و مفسده و عرف، باقى مىماند كه عمده آنها اول و دوم و سوم (مصلحت مفسده) است.
جان مطلب
در قرآن مجيد جمله كوچكى است كه يك جمله اخبارى دارد و يك جمله انشايى كه قضاوت ميكند:
فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطاعُوهُ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ
«فرعون ملّت خود را سبك شمرد (و حقوق انسانى آنان را ناديده گرفت) ولى آنان از او اطاعت و فرمانبرى نمودند مؤكدا اين ملّت فاسق بودند.»
خوب دقت كنيد كه در جمله أول از ناديده گرفتن حقوق انسانى