گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣١ - ٢٣ - جنگ هاى صليبى
(ويل دورانت) در تاريخ تمدن خود، از كسانى كه شاهد ما جراى اسف انگيز جنگ صليبى بودند، نقل مىكند: «....... در كوچهها تودههايى از كله و دست و پاهاى مقتولين، ديده مىشد، هر طرف انسان مركب راهى مىكرد، در ميان اجساد مقتولين و لاشه اسبان بود، زنان را با ضرب دشنه مىكشتند، ساق پاى اطفال شير خوار را گرفته به جبر آنها را از پستان مادران شان جدا مىساختند و به بالاى ديوارها پرتاب مىكردند و يا با كوفتن آنها برستونها، گردن شان را مىشكستند و در نتيجه (٧٠٠٠٠) نفر مسلمان را كه در شهر مانده بودند به هلاكت رساندند!
يهوديانى را كه جان سالم بدر برده بودند مىنويسد: «..... مهاجمين با شمشير كشيده وارد شدند و كسى را باقى نگذاردند، اسلحهاى كه بايد حافظ و نگهبان مردان شجاع و وسيله تسليم وانقياد مردم جهان باشد در راه كشتار پير و جوان زن و مرد و به عبارت ديگر در راه قتل عام بكار برده مىشد».
نه بر كوچك رحم مىكردند و نه بر بزرگ نه بر زن و نه بر مرد با همان شمشيرى كه بدن مادران را سوراخ مىكردند كودكان را نيز با همان نابود مىكردند!
كوچههاى بيت المقدس از تنهاى مقتولين، پوشيده شده بود و صداى ناله و ضجه و فريادهاى يأس و نا اميدى از هر خانهاى بلند بود.
همين نويسنده از قول يكى از نوسندگان اروپايى بنام" كلارك" در باره فجايع ننگين سپاه صليب مىگويد: بطور قطع و مسلم، جهان اخلاق خير و بركتى از جنگجويان صليبى نديد، زيرا قواى مهاجم هيچ ملتى در هيچ عصر و زمانى در هرزگى و شرارت و بى شرمى و شهوت رانى و فسق و فجور، بيشتر از اين دسته كه بنام جنگهاى صليبى مقدس رفته بودند، نبوده است.
" رنه گروسه" مىنويسد: شهر فتح شد؛ ولى متأسفانه اين پيروزى، قتل عام بى رحمانه و وحشت ناكى را در پى