گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٥ - ٢٧ - تعدد آلهه
افكار عامه مردم است به عمل نيامده و نه بر مسلمان واجب است كه استحاله تعدد دو واجب الوجود را معتقد باشد؛ بلكه اگر به عدم وجود دو خدا معتقد باشد موحد گفته مىشود.
معناى آيه اين است كه اگر نظام عالم به معبودهاى مورد اعتقاد كفار كه فاقد علم و قدرت و حكمت است مستند باشد؛ نه به الله عالم و قادر، زمين و آسمان فاسد مىشود، و بايد اين نظام مستند بغير اين معبودهاى بى شعور باشد و براين اساس، ملازمه بين مقدم و تالى روشن مىشود.
به نظر نگارنده اكثر يا همه دانشمندانى كه در تفسير و كلام و كتب معارف در باره اين آيه صحبت كردهاند كلام متينى كه خالى از ايراد باشد نگفتهاند. والله الموفق.[١]
در آيه ديگر آمده است: «إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ» (المؤمنون: ٩١). اگر خدايان متعدد مىبودند هر كدام با مخلوق خود مىرفتند و يكى بر ديگرى بر ترى مىجست اگر ما خدايان با علم و حكمت و قدرت و متحد الاراده فرض كنيم نه نظام فاسد مىشود و نه استعلا و پاشيدگى بوجود مىآيد، معلوم مىشود اين آيه نيز ناظر بگفتار وپندار بت پرستان و مشركين همان زمان است بعضى از دانشمندان مىگويند: از نظر علوم روز همبستگى تمام جهان ثابت است. اگر دو خدا فرض شود حتما بايد پذيرفت كه از جهاتى باهم اختلاف دارند؛ و الا يكى مىشوند نه دو، وقتى در ذات خود اختلاف داشتند حتماً در روش و خالقيت خود نيز مختلف مىشوند وتبعاً نظم زمين و آسمان فاسد مىشود (لَفَسَدَتا) و همبستگى عمومى كهكشانها از بين مىرود (لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ) مگر اين كه يكى از خدايان متعدد هم آهنگ كننده نظم باشد كه قهراً برتر از خدايان ديگر مىگردد. (وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ).
ولى اين بيان به نظر نگارنده روشن نيست، زيرا:
اولًا: همبستگى كائنات و نظم واحد
[١] - براى تفصيل اين بحث مراجمه شود به الميزان ج ١٥، ص ٦٢.