گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١ - ١٩ - خدمات كليسا!
١٩- خدمات كليسا!
«ويكتور هوگو» شاعر و نويسنده معروف فرانسوى با حرارت فراوان، جامعه روحانى مسيحيت و تعصب و تعبد فكرى كليسا را اين طور مورد انتقاد قرار مىدهد:
«حيات كليسا در متن تاريخ ترقى بشر نيست و در پشت صفحات تاريخ قرار دارد. كليسا همان است كه «پرنيلى» را بهخاطر اين سخن كه: ستارگان از جاى خود نمىافتند با ضربات شلاق مجروح و زخمدار مىكند، كليسا همان است كه «كاميلانا» را بهخاطر اينسخن كه غير از اين دنيا؛ دنياهاى ديگرى هم به تعداد بيشمار وجود دارد و بهخاطر آنكه با كنايه و استعاره به راز آفرينش اشاره هايى كرده بود ٢٧ بار بزندان و شكنجه گرفتار مىكند، كليسا همان است كه «هاروى» را شكنجه مىدهد بجرم آن كه ثابت كرده بود، در رگهاى بدن آدمى ماده سياله خون، جريان دارد و خون بى حركت در رگهاى زنده وجود نخواهد داشت. اين همان است كه «گاليله» را بهخاطر آن كه بر خلاف تورات و انجيل از گردش زمين خبر مىدهد بزندان مىافگند!
اين همان است كه «گرپستف كلمب» را بهخاطر كشف سر زمينى كه «سنت پل» در تورات و انجيل، پيش بينى نكرده بود، زندانى مىنمايد؛ زيرا كشف قانون آسمان و گردش زمين مخالف، آيين كلسيا بشمار مىرفت! اين همان است كه «پاسكال» را بنام مبانى مذهب و «مونتى» را بنام مبانى اخلاق و «مولر» را بنام مبانى مذهب و اخلاق تكفير مىكند![١] به فرمان كليسا افرادى مانند «برونو» را كه معتقد به تعدد عوالم بوده كشته، جسد مرده اش را مى سوزانيدند! «دى رونس» را بجرم اين كه گفته بود: «قوس قزح» تير و كمان جنگى خدا كه بدان وسيله از بندگانش انتقام بگيرد، نيست؛ بلكه بواسطه انعكاس نور خورشيد در ابر و دانههاى باران؛، پديد مىآيد زندانى كردند، وقتى كه در زندان مرد او و كتابش را محاكمه كرده و هردو را در آتش سوزانيدند.[٢]
[١] - تاريخ ازاد فكرى ص ١٤٧.
[٢] - حقوق الانسان ص ٨٤