گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨٢ - ١٨٦ - معمار حرم باز به تعمير جهان خيز
٤- خواجه احمد حسن ميمندى، در جواب جمعى كه خواهان عفو ماليات دولتى بودند نوشت: «الخراج، خراج اداؤه دوائه». خراج ريش هزار چشمه است كه گزاردن او داروى اوست. و بعدها اين جمله مثل شد.
٥- دختر فضل در حجله عروسى حيض ديد، مأمون خواست به عروس خود دست دراز نمايد كه دختر گفت: يا اميرالمؤمنين اتى امرالله، فلا تستعجلوه. مأمون دست باز كشيد و نزديك بود كه از غايت فصاحت و لطافت كلام دختر غش نمايد.
٦- در كلام حضرت سبحان كه وحى منزل است
كى بود تبت يدا مانند يا ارضى ابلعى.
١٨٦- معمار حرم باز به تعمير جهان خيز
|
اى غنچه خوابيده چو نرگس نگران خيز |
كاشانه ما رفت به تاراج غمان خيز |
|
|
از ناله مرغ چمن از بانگ اذان خيز |
از گرمى هنگامه آتش نفسان خيز |
|
|
از خواب گران، خواب گران، خواب گران خيز. |
|
از خواب گران خيز |
|
خاور همه مانند غبار سررائيست |
يك ناله خاموش و اثر يافته آئيست |
|
|
هرذره اين خاك گره خورده نگاهيست |
از هندو سمرقند و عراق و همدان خيز |
|
|
ازخواب گران، خواب گران، خواب گران خيز. |
|
ازخواب گران خيز |
|
ناموس ازل را تو امين تو امينى |
داراى جهان را تو يسارى تو يمينى |
|
|
اى بنده خاكى تو زمانى تو زمين |
صهباى يقين در كش و از ديرگمان خيز |
|
|
از خواب گران، خواب گران، خواب گران خيز. |
|
از خواب گران خيز |
|
فرياد ز افرنگ و دلاويزى افرنگ |
فرياد ز شيرينى وپرويزى افرنگ |
|
|
عالم همه ويرانه زچنگيزى افرنگ |
معمار حرم باز به تعمير جهان خيز |
|