گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٥ - ١٨٢ - قصاص
خواص المادة و اما ما وراء ذلك فلاسبيل له الى نفيه و ابطاله فالاعتقاد بانتفاء ما لاتناله الحس و التجربة عن غير دليل من اظهر الخرافات.[١]
١٨٢- قصاص
بر قصاص قتل به قتل چند ايراد صورت گرفته است.
١- طبع و وجدان انسانى آن را مستهجن و بد مىداند و خلاف رحمت و خدمت به انسانيت است.
٢- اگر قتل اول فقدان يك فرد است، قتل دوم فقدان فرد دوم است كه فقد بر فقد است.
٣- كشتن به قصاص، از سنگدلى و حب انتقام است و اين صفتى است كه بايد بتوسط تربيت عمومى از بين برود وقاتل را بايد به عقوبت تربيت گرفت؛ مانند زندان و اعمال شاقه.
٤- آدمى گاهى دست به جريمه مىزند ومجرم مىشود كه از نظر نفسى و عقلى مريض باشد، بنا براين لازم است كه قاتل را به عنوان يك مريض در آسايشگاه بيماران روانى معالجه نمود.
٥- قوانين مدنى تابع اجتماع است و هيچ اجتماعى بر يك حال و براى هميشه ثابت نيست، قوانين هم ثابت نخواهد ماند، و بدين ترتيب قصاص هم به عنوان يك حكم دايمى حتى در ميان اجتماعات مترقى امروزى قابل بقا نيست.
اجتماع بايد از افراد خود بهاندازه ميسور استفاده ببرد، قاتل را مىتوان به كمتر از قتل معاقبه نمود، هر چند كه نتيجه اش معادل نتيجه قتل باشد؛ مانند حبس ابد و يا طويل المدت و در اين كار جمع بين حقين است؛ حق جامعه بر فرد وحق اولياء مقتول بر قاتل.
به ايراد اول پاسخ داده شده است كه رحمت و رأفت در هر جا پسنديده نيست؛
[١] - همان. ص ٤٢٢