گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧ - ١٦ - آمادگى
سكرهم و عميهم. وقوله تعالى: «وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها، ... وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها، فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها» (الشمس: ١- ٨) فإن هذا النظام المتقن المنتهى الى النفس الملهمة المميزة لفجورها و تقواها هو الدليل على فلاح من زكها و خيبة من دسها. و ان كان بعض الموارد غير خال عن خفاء كقوله تعالى: «وَ التِّينِ وَ الزَّيْتُونِ وَ طُورِ سِينِينَ ...» (التين: ٢- ١).
بعضىها سوال مىكنند خداوند بندگانش را از قسم خوردن بغير خود منع نموده است پس چرا خود به پارهاى از مخلوقات خويش سوگند ياد مىكند؟
در جواب مىگوئيم اولًا قسم خوردن بغير خدا ممنوع شرعى نيست،
تنها در مرافعات و اثبات حقوق بايد بنام خداوند قسم خورد، و ثانياً خداوند بندگان را به احكام و تكاليفى موظف كرده است كه بايد به آن عمل كنند و اين تكاليف مخصوص انسان است، و شامل خداوند نمىشود خدا مكلف و محكوم نيست، و سوال مذكور بسيار عاميانه است، اما نكته در تخصيص پارهاى از مخلوقات به قسم خداوند شايد بهخاطر اهميت دادن به آن باشد كه مردم به منافع و يا عظمت آن توجه كنند.
اما اين كه در پارهاى اين موارد قسم، كلمه لا (نه) داخل شده است كه معناى ظاهرى آيه قسم نخوردن مىشود خود بحث جداگانهاى دارد كه بايد به كتب تفسير مراجع نمود.
١٦- آمادگى
سوال مىكنند كه چرا خداوند، انسان را ابتدأً در بهشت نيافريد و او را همانجا براى تنعم و تلذذ جاى نداد؟ او كه به عبادت مخلوق خود محتاج نبود، پس اين سر گردانى انسان در اين كره زمين براى چه؟ خصوصاً كه جمعى پس از تكليف الهى و آمدن انبياء نافرمانى مىكنند و مستحق جهنم مىشوند؟
ولى اين سوال كنندگان احتمال نمىدهند تا نفس آدمىدر دنيا پخته نشود و به وسيله عبادات بكمال نرسد نمىتواند كه از نعمتهاى آن جهان لذت ببرد، ممكن است استفاده بردن از بهشت موقوف بر كمال نفس آدم باشد- چنانچه در اين دنيا