گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦٠ - ١٧٦ - احتمالات يك آيه
در جواب اين ايراد گفته شده: برگشت مرده به حيات مادى دنيايى و نيز مسخ از مصاديق برگشتن فعليت بسوى قوه كه عقلًا محال است نمىباشد، زيرا تعلق روح به بدنش مستلزم از دست دادن تجرد او نيست. اساساً روح وقتى كه با بدن مادى بود و وقتى كه در برزخ از بدن جدا شد و بدن برزخى پيدا كرد، و و قتى در قيامت دوباره به بدن مادى تعلق مىگيرد، در تمام اين احوال مجرد است و تجرد او باقى است، تنها مردن اين تغيير را بوجود آورده بود كه آلات افعال مادى روح از بين رفت؛ مثلا روح شنيده نمىتوانست، نمىديد، خوردن و آشاميدن وراه رفتن و خنديدن و گريه كردن وامثال اين افعال مادى براى روح مجرد ممكن نبود، ولى وقتى كه به بدن مادى دو باره تعلق گرفت چشم و گوش و دست و پا و دهن و دندان و شكم پيدا نمود، آلات افعال مذكور را بدست مىآورد؛ بلكه بدن اخروى كاملتر از بدن دنيوى است، روح بهتر ازدنيا قدرت انجام افعال مادى را دارد، مىبينيد كه در عود روح به بدن، نزولى ازكمال به نقص نيست و نه قهقرا از فعليت به قوه، بلى فعاليت حواس در برزخ براى ما تجربه نشده است.
و در باره مسخ گفت شده است كه مسخ تغيير صورت به صورت ديگر است، يك صورت بر صورت ديگر پديد مىآيد؛ ممسوخ انسان خوك و يا انسان بوزينه است، نه اين كه انسانى باشد كه انسانيت او باطل شده باشد و صورت حيوانى ديگر به محل آن حلول نموده باشد.
١٧٦- احتمالات يك آيه
در تفسير آيه مباركه: «وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى مُلْكِ سُلَيْمانَ ...» (البقرة: ١٠٢)، مفسران اختلاف بى نظيرى دارند و در ارجاع ضماير و معناى مفردات و در توسعه و ضيق معانى و كيفيت معانى مقصوده و اينكه بعضى از كلمات موصوله است يا نافيه و امثال آن و حتى در اين كه داستان مذكور واقعى است يا بر سبيل تمثيل بيان شده است.
يكى از مفسرين مىگويد: اگر بعضى از احتمالات را به بعضى ديگر ضرب نماييم، نتيجه حاصله به يك ميليون و دو صد وشصت هزار احتمال مىرسد و