گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥٩ - ١٧٥ - زنده شدن بعد از مردن از نظر فلسفى
قرآن پس از بيان اين همه معجزات به آنان چنين خطاب مىكند: «ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً ...» (البقرة: ٧٤)؛ بعد از آن دلهاى شما سخت شد مانند سنگ يا سختر از سنگ. بعد هم مسلمانان صدر اسلام را قرآن از گرويدن يهودىها به حقيقت اين چنين نااميد نمود: «أَ فَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَ قَدْ كانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ ما عَقَلُوهُ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ» (البقرة: ٧٥).
١٧٥- زنده شدن بعد از مردن از نظر فلسفى
وقو ع معاد جسمانى از نظر عقلى قابل اثبات نيست، حتى اگر فرض شود كه انتقام مظلوم از ظالم بر خداوند عقلا واجب است، و بسيارى از ظالمها در اين دنيا مورد انتقام قرار نگرفتهاند، زيرا اين كار در برزخ ميسر است. ولى امكان معاد جسمانى از نظر عقل نظرى مانعى ندارد و عقل آن را محال نمىداند و چون مخبر صادق از وقوع آن خبر داده است عقل آن را مىپذيرد.
بلى بعضىها بر امكان معاد جسمانى ايراد نمودهاند كه هر موجودى كه قوت كمال و فعليت را دارد موقعى كه از قوه بيرون آمد و به فعليت رسيد، محال است كه از فعليت خود دو باره بقوه بر گردد و همچنين هر چيزى كه وجودش كاملتر است، در سير استكمالى خود به آن چه كه از حيث وجود ناقصتر باشد تبديل نمىشود.
انسان به مردن خود از ماده مجرد مىشود و يك موجود مجرد مثالى و يا مجرد عقلى مىگردد و اين دو رتبه فوق مرتبه مادى او است و وجود اين دو مرتبه قوى تر از وجود مادى مىباشد، بنا بر اين محال است كه روح بعد از مردن وجدا شدن از ماده دو باره به آن تعلق بگيرد.
و از اين جا معلوم مىشود كه مسخ هم محال است، زيرا وجود انسان قوى تر از وجود حيوانات ديگر است و نمىشود كه انسان به يكى از انواع حيوانات مانند بوزينه تبديل شود.