گوناگون (قصههاى كوتاه و آموزنده) - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤٢ - ١٦٣ - تفسير يك آيه
ولى مرحوم طباطبايى در حاشيه اسفار مىگويد: كه حيوان تا حدى در امور مذكوره با انسان مشاركت دارد. هر چند كه صفات مذكور در انسان قوىتر است. مىگويم نظر طباطبايى ما خوذ از تجربيات علمى مىباشد
٩- بياد آوردن چيز هايى كه از ذهن انسان غايب است، ساير حيوانات بر چنين كارى توانايى ندارند.
١٠- اخص خواص انسان، تصور معانى كلى مجرد از ماده است، و راهيابى به سوى مجهول تصورى و تصديقى و از اين هم خصوصىتر، اتصال النفوس النسانيه بالعالم الالهى، بحيث يفنى عن ذاته و يبقى ببقائه، و حينئذ يكون الحق سمعه و رجله و هناك التخلق بالاخلاق الله تعالى.[١]
١٦٣- تفسير يك آيه
«مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً، وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً» (المائدة: ٣٢) بدين سبب (كه قابيل برادرش هابيل را كشت) بر بنى اسرائيل نوشتيم، كه هر كسى نفسى را بدون (كشتن) نفس و (ارتكاب) فساد بكشد، گويا همه مردم را كشته است. و هر كسى نفسى را زنده نگهدارد (ازهلاكت نجاتش دهد)؛ گويا همه مردم را زنده نگهداشته است. آنچه كه در اين آيه مورد سؤال و محتاج به توضيح است، وجه تشبيه قتل يك تن به قتل همه ى مردم است. و به عبارت واضحتر، چرا كشتن يك نفر همانند كشتن همه ى مردم باشد؟ بلكه مسلما چنين نيست.
اين هم چند جوابى براى حل اين ايراد:
١- يك نفر در اثر زاد و تناسل در طول تاريخ زندگى بشر در روى كرهى زمين، منشأ
[١] - الاسفار الاربعة، ج ٩، ص ٧٨- ٨٢، كلام اسفار محل نظر است.