همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٦٣ - خطبه اول
لِلذِّئْبِ. الا مَنْ دَعَا الى هذَا الشِّعَارِ فَاقْتُلُوهُ.»[١]
[و با اكثريت، همداستان شويد، كه دستِ خدا همراهِ جماعت است؛ و از تفرقه بپرهيزيد كه موجب آفت است. آن كه از جمعِ مسلمانان به يك سو شود، بهره شيطان است؛ چنانكه گوسفند چون از گله دور مانَد، نصيبِ گرگِ بيابان است.
آگاه باشيد، هر كه مردم را بدين شعار بخواند، او را بكشيد.]
زُهَرى مردى تحصيل كرده و از چهرههاى فقهى است كه فقهِ فقهاى سبعه را ياد گرفته و از چهرههاى شاخص معاصرِ حضرت على بن الحسين عليهما السلام است.
حضرت سجاد عليه السلام در مورد حقوق جامعه به او فرمودند:
«... عَلَيْكَ انْ تَجْعَلَ الْمُسْلِمينَ مِنْكَ بِمَنْزِلَةِ اهْلِ بَيْتِكَ فَتَجْعَل كَبيرَهُمْ مِنْكَ بِمَنْزِلَةِ والِدِكَ، وَ تَجْعَلَ صَغيرَهُمْ مِنْكَ بِمَنْزِلَةِ وَلَدِكَ [اوْ وُلْدِكَ] وَ تَجْعَلَ تِرْبَكْ بِمَنزِلَةِ اخيكَ فَأَىُّ هؤُلاءِ تُحِبُّ انْ تَظْلِمَ؟ وَ أَىُّ هؤُلاءِ تُحِبُّ انْ تَدْعُوَ عَلَيْهَ وَ أَىُّ هؤلاءِ تُحِبُّ انْ تَهْتِكَ سِتْرَهُ؟ ... وَ اعْلَمْ انَّ اكْرَمَ النَّاسِ عَلَى النَّاسِ مَنْ كانَ خَيْرُهُ عَلَيْهِمْ فائِضاً وَ كانَ عَنْهُمْ مُسْتَغْنِياً مُتَعَفِّفاً ...»[٢]
[... بر توست كه مسلمين را در برابر خود، همچون خويشاوندانِ خود قرار دهى! پس، از آنان هر كه را كهنسال بود، همچون پدر خويش و خردسالانِ آنها را همچون فرزند (يا فرزندان خود)، و همسالان خود را همچون برادرت بدانى. پس در آن گاه، خوش دارى كه بر كدام يك از آنان، ستم كنى؟ و دوست دارى كه آبروى كدام يك از آنان را بريزى؟ ...
و بدان كه گرامىترين مردم در نزد آنان، كسى است كه خير او به مردم برسد و از آنها بى نياز بوده و عفت پيشه باشد ...]
نتيجه بحث اين شد كه اسلام هويت مستقلّ جامعه را پذيرفته است.
خدمت به جامعه جزو مسئوليتها و وظايف همه ما انسانها است. خيانت به جامعه نيز از آلودگىها و گناهان بزرگ است. افرادى كه در ميان يك ملت و امّت انقلابى زندگى مىكنند، بايد توجه كنند كه همه آنها مسئولِ خدمت كردن به جامعه خود هستند و بايد با تمامِ توان در خدمت كردن به جامعه خود بكوشند.
جامعه ما امروز از نظر اقتصادى و اجتماعى مشكلات فراوانى دارد. فقر، مستضعفان، سيلزدگان، جنگزدگان، مهاجرين كشورهاى همسايه و بيكارى، همه گوشههايى از مشكلات اجتماعىِ ما هستند. هر كس در چنين جامعهاى زندگى كند بايد احساس وظيفه نمايد و با امكانات خودش، در حد ايثار، به جامعه خدمت كند.
جامعه ما، امروز جامعهاى انقلابى و در حال جنگ است. ما درگير مشكلات ناشى از جنگ تحميلى هستيم. بسيارى از بزرگان و عزيزان كشور ما در راه دفاع از انقلاب و كشور، به شهادت رسيدهاند. مردم ما براى دفاع از استقلال كشور خود، فداكارى زيادى كردهاند.
كسانى كه در چنين شرايطى براى حفظ و حراستِ اين مرز و بوم و انقلاب اسلامى و اسلام عزيز، نه تنها هيچ خدمتى انجام نمىدهند، بلكه از امكانات دولتى و عمومى سوء استفاده مىكنند و آنها را در
[١]- ر. ك: نهج البلاغه، ترجمه سيد جعفر شهيدى، خطبه ١٢٧، ص ١٢٥.
[٢]- ر. ك: مجلسى، محمدباقر، بحار الانوار، انتشارات دار احياء التراث العربى، چاپ سوم، ج ٧٤، ص ١٥٦.