همپاى انقلاب - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٦١ - خطبه اول
استعمال شده است.
در قرآن كريم معمولًا كلمه امت و امَم همراهِ يك توصيف به كار برده شده است.
خداوند در سوره بقره، امّت را مسئول و موظف مىشمرد و مىفرمايد:
«تِلْكَ امّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما كَسَبَتْ وَ لَكُمْ ما كَسَبْتُمْ وَ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ»[١]
[آنان امتهايى بودهاند كه اكنون درگذشتهاند. آنچه آنها كردند، از آنِ آنها است و آنچه شما مىكنيد از آنِ شما است و شما را از اعمال آنها نمىپرسند.]
همچنين خداوند سبحان مىفرمايد:
«وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ امَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ يَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهيداً ...»[٢]
[و بدين گونه شما را امتى ميانه قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر بر شما گواه باشد ...]
در اين آيه شريفه، خداوند از امّت وَسَط يا به تعبير ديگر، امّت برگزيده، سخن به ميان آورده است. يكى از صفات ديگرى كه خداوند براى امّت بيان مىكند، صفتِ امر كننده به معروف و نهى كننده از منكر است.
«كُنْتُمْ خَيْرَ امَّةٍ اخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ ...»[٣]
[شما بهترين امتى هستيد كه براى مردم پديدار شدهايد: امر به معروف و نهى از منكر مىكنيد ...]
صفت ديگرى كه خداوند براى امّت ذكر مىكند، به پا خاسته و قيام كننده است.
قرآن كريم مىفرمايد:
«... امَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ ...»[٤]
[... گروهى به طاعتِ خدا ايستادهاند و آيات خداوند را در دلِ شب تلاوت مىكنند ...]
همچنين خداوند در مورد امّت معتدل و ميانهرو و بدون افراط و تفريط، مىفرمايد:
«... مِنْهُمْ امَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَ كَثيرٌ مِنْهُمْ ساءَ ما يَعْمَلُونَ»[٥]
[... بعضى از ايشان، مردمى ميانهرو هستند و بسيارىشان بد كردارند.]
قرآن شريف هر امت را نيازمند به رهبرى مىداند و مىفرمايد:
«وَ لِكُلِّ امَّةٍ رَسُولٌ ...»[٦]
[هر امتى را پيامبرى بُوَد ...]
همچنين در قرآن شريف، براى هر امت، مرگى فرض شده است.
«لِكُلِّ امَّةٍ اجَلٌ فَإِذا جاءَ اجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ»[٧]
[هر امّتى را مدّتِ عمرى است. چون اجلشان فراز آيد، يك ساعتْ پيش و پس نشوند.]
آياتى كه تلاوت كردم، چند نمونه برگزيده از آيات قرآن كريم در مورد امّت و جامعه بود.
از اين آيات نتيجه مىگيريم كه از نظر اسلام، جامعه داراى يك هويتِ مستقل است.
اسلام، اهميت فراوانى براى جامعه قائل شده و احكام و صفات خاصّى براى آن بيان كرده است. اگر بخواهيم به طور كامل با ديدگاه اسلام در باره جامعه آشنا شويم، بايد تمام آياتى را كه در باره «امّت» بحث مىكنند، مورد مطالعه و تحقيق قرار دهيم.
در ميان فلاسفه قديم، به ارسطوها و افلاطونها و سقراطها برخورد مىكنيم كه در قلمرو مسائل اجتماعى صاحبنظر و فكر هستند. در ميان مسلمانان نيز اشخاصى مانند
[١]- سوره بقره( ٢)، آيه ١٤١.
[٢]- همان، آيه ١٤٣.
[٣]- سوره آل عمران( ٣)، آيه ١١٠.
[٤]- سوره آل عمران( ٣)، آيه ١١٣.
[٥]- سوره مائده( ٥)، آيه ٦٦.
[٦]- سوره يونس( ١٠)، آيه ٤٧.
[٧]- سوره اعراف( ٧)، آيه ٣٤.