استفتائات - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٥٨٠
ثابت؛ امام جماعتى كه به طور مرتّب نماز جماعت را در يك جا اقامه كند.
امتثال امر خدا: اطاعت و فرمانبردارى از دستور خداوند.
امر به معروف: امر كردن و واداشتن افراد به انجام كارهايى كه از نظر خداوند پسنديده است (واجبات و مستحبات).
امساك: امتناع و خوددارى، مثل امساك در روزه كه عبارت است از خوددارى كردن از خوردن و آشاميدن و ديگر مبطلات روزه از طلوع فجر تا غروب خورشيد.
امعاء داخلى: رودهها، اجزايى كه در داخل شكم قرار دارد.
انتصاب: راست و صاف بودن پشت (هنگام ايستادن يا نشستن).
انزال: بيرون ريختن منى.
انصراف: بازگشت.
انطباق: برابر و يكسان شدن، برابر شدن چيزى با چيز ديگر.
انفراد نماز فرادى.
انقلاب: عوض شدن صفات و خاصّيت يك چيز، مثل تبديل شدن شراب به سركه.
اولى: بهتر و سزاوارتر.
اوليا: جمع ولىّ (ولىّ).
اهل خبره خبره.
اهل ذمّه ذمّى.
اهل كتاب: يهودى و نصرانى و زرتشتى و اقسام آنها.
اهليت: صلاحيت.
ايام تشريق: روزهاى يازدهم و دوازدهم و سيزدهم ماه ذى الحجّه.
ايام عادت: روزهايى كه زن در عادت ماهانه (حيض) به سر مىبرد، ايام حيض.
ايام و ليالى معتدله: روزها و شبهاى متعادل، روزها و شب هايى كه نه بسيار كوتاه و نه بسيار بلند باشند.
ايمان: اعتقاد به امامان دوازده گانه عليهم السلام، شيعه دوازده امامى بودن.
باطل: آنچه در اصل، مشروع نيست و صلاحيت مترتّب شدن آثار شرعى بر آن را ندارد، مثل نمازى كه بدون رعايت كردن شرايط آن (مانند وضو گرفتن) خوانده شود كه در اين صورت باطل محسوب مىشود و در نتيجه تكليف خواندن نماز را از مكلّف ساقط نمىكند؛ و مثل عقد ازدواجى كه باطل باشد كه در نتيجه از آن، زوجيت (زن و شوهر شدن) كه اثر شرعى عقد ازدواج است، حاصل نمىشود.
باطن بدن: قسمت هايى از بدن كه ديده نمىشود، مثل داخل گوش، حلق و داخل شكم.
بَدَل: عوض، چيزى كه جايگزين چيز ديگر شود.
بر ذمّه اوست: بر عهده اوست (بايد حقّى را ادا كند يا كارى را انجام دهد).